آیا مردم هنوز هم “دموکراسی‌ دینی و جامعه مدنی” محمد خاتمی را می‌خواهند؟

آیا مردم هنوز هم “دموکراسی‌ دینی و جامعه مدنی” محمد خاتمی را می‌خواهند؟

در سال‌های ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ چند درصد مردم ایران به اخبار و اطلاعات سانسور نشده دسترسی‌ داشتند و آیا پس از کسب این همه تجربه در سال‌های اخیر هنوز هم “دموکراسی‌ دینی و جامعه مدنی” محمد خاتمی را می‌خواهند؟
مجتبی‌ یکی‌ از طرفداران (و شاید هم یکی‌ از بستگان) محمد خاتمی امروز ۸ بهمن ۱۳۹۲ سوالی را در صفحهٔ فیسبوک سپیده دم مطرح کرد و خواستار پاسخگویی ما شد: ” این مردم به خاتمی یکبار رای دادن (دو بار!). از کجا میدونی علت رای مردم پشتیبانیش از ولایت فقیه و به نیکی یاد کردن از خلخالی نبوده؟
شما شخص مخالف ولایت فقیهی رو میشناسی که ۲۴ میلیون رای آورده باشه؟
از کی تاحالا پشت کردن به رای اکثریت قاطع مردم اسمش دموکراسیه؟ ”

پاسخ سایت سپیده دم به شرح زیر است:

انتخاب بین گزینه ای که جنتی ۷۸ ساله انتخاب کرده و سانسور و فیلتر نظارت استصوابی انجام شده که دلیل به انتخاب واقعی مردم نیست!!! مردم رو مجبور کردن بین بد و بدتر یکی رو انتخاب کنند که اسمش دموکراسی نیست!!! و بد هم بد از انتخابات ۸۸ میلونها نفر از مردم با اینکه خامنه‌ای گفت نظر من به نظر احمدی‌ نژاد نزدیکتره باز اومدن و ضد دیکتاتوری راهپیمایی کردند که مجبور شدند با کشتار مردم رو فعلا سرکوب کنند!

محمد خاتمی به عنوان وزیر ارشاد و رئیس موسسه کیهان در سال ۱۳۶۷ هیچگاه به مردم توضیح نداده است چه نقشی‌ در سانسور اخبار مربوط به قتل عام هزاران زندانی سیاسی که اغلب آنها از سال ۶۰ و با حبس‌های سنگین در زندان بودند، و بسیاری قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفتد، …. داشته است. و چرا در سال‌های بعد فرمان حصر آیت‌الله منتظری یعنی تنها کسی‌ که از میان دولتمردان به آن جنایت‌ها اعتراض کرده بود، را امضا کرد!

چند درصد مردم با وجود محدود بودن رسانه‌‌ها به چند کانال تلویزیون دولتی و روزنامه‌هایی‌ که تحت کنترل شدید بودند، از اتفاقاتی که پشت دیوار زندان‌های ایران به وقوع می پیوست اطلاع داشتند؟

چند درصد مردم ایران اعترافات آیت‌الله لاهوتی را شنیدند که گفت: سینمای قم در زمان شاه به دستور احمد خمینی منفجر شد! حاج احمد خمینی به دلیل علاقه شدیدش به واژگونی رژیم سابق و برای اینکه به رژیم بفهماند روحانیت زنده است، دستور انفجار سینمای قم را صادر کرد. آیت الله لاهوتی، به فرمان اسدالله لاجوردی، ( همان کسی‌ که به قول محمد خاتمی یکی از مؤثرین و متنفذین در جریان انقلاب اسلامی بود)، بازداشت و کمتر از چند ساعت بعد در زندان به طور مشکوکی درگذشت.

آیا در سال ۷۶ کارنامه خلخالی و لاجوردی و حمایت محمد خاتمی از این افراد در رسانه‌‌های جمعی به صورت گسترده اطلاع‌رسانی شده بود؟ یا با استفاده از تاکتیک همیشگی‌ جمهوری اسلامی، مبنی بر انتخاب بین بد و بدتر خاتمی را مقابل ناطق نوری قرار دادند، و رسانه‌‌های وابسته به حکومت ، تبلیغ “مظلومیت سید” را آغاز کردند، و اکثریت مردم بدون آگاهی‌ از بسیاری از حقایقی که سالها بعد به مدد عصر ارتباطات آشکار شد، به پای صندوق‌های رای شتافتند.

یکی‌ از کاربران فیسبوک می‌نویسد: حمله به کوی دانشگاه تهران رو در ۱۸ تیر ۷۸ که یادمان نرفته! اون موقع خاتمی رئیس جمهور بود! شبی که از پنجره‌های خوابگاه فرزندان هوشیار و نخبه مملکت رو به پایین می‌ انداختند و چشم در می آوردند! و بعد هم اعتراض مردمی! مردم از خاتمی خواستند موضعش رو مشخص کند! یا با مردم باشد و یا با دیکتاتوری! اما خاتمی مردم رو انتخاب نکرد! واقعا متاسفم!

آیا پس از گذشت سالها که محمد خاتمی امتحان خود را پس داده، و همیشه بین دو گزینه مردم و حاکمیت مستبد، نظام را برگزیده به همان میزان سال ۷۶ مردم از او طرفداری خواهند کرد؟ پس بلوغ فکری در یک جامعه چه نقشی‌ ایفا می‌کند؟

از نظر اسلامی، دختری که رابطه جنسی‌ نداشته و باکره است، بی‌ گناه به شمار میرود و به بهشت میرود، پس طبق فتوایی شرعی، برای جلوگیری از بهشت رفتن دختران سیاسی محکوم به اعدام ، در شب پیش از اعدام آنها را اجباراً به صیغه یکی‌ از پاسداران یا کارگزاران دیگر زندان در آوردند … تا با تجاوز از آنها رفع بکارت شود و بعد اعدام شوند .. اسدلله لاجوردی، رئیس وقت زندان اوین ، با خنده‌ای زشت ایستاده به زندانیان میگفت: فکر نکنید ما شما رو باکره می‌فرستیم و اعدام می‌کنیم، باکره اعدام نمی شید! باکره اعدام نمی شید!

چند درصد مردم می‌دانند محمد خاتمی به مناسبت مرگ اسدالله لاجوردی او را سربازسختکوش انقلاب و خدمتگزار مردم و نظام خوانده بود؟ و درپیامی ضمن عرض تسلیت به “رهبر معظم انقلاب اسلامی” و مردم بزرگوار به خصوص خانواده رنج کشیده و شکیبای “شهید سرافراز مرحوم حاج اسدالله لاجوردی” تأکید کرد: “سید اسدالله لاجوردی یکی از مؤثرین و متنفذین در جریان انقلاب اسلامی بود که در کنار شهید مهدی عراقی و شهید اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از امام …”

و همانطور که در تصویر می‌بینید سید محمد خاتمی به همراه برادرش محمدرضا خاتمی درمراسم عزاداری خلخالی حضور پیدا کرد و گریست و از او تمجید به عمل آورد.

چند درصد مردم در سال ۷۶ می‌دانستند عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه ایران در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی به جرم تلاش و نقش وی برای امضا قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر طی‌ پیمان معروف ۱۹۷۵ الجزایر در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی محکوم به اعدام شد و این حکم در زندان قصر در همان زمان بلافاصله به اجرا درآمد؟

برای شناخت خلخالی کافی است او را از زبان خودش بشناسیم:” تازه بود که حاکم شرع شده بودم و بنا داشتم تا با منافقین قاطعانه برخورد کنم. برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می شود این ها را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم و با همراهان و همکاران و محافظانم قرار بود شام را در منزلم بخوریم. داشتیم می آمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده ، شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند (اعلامیه) دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلش شریعتی بود از خانواده های اسمی قم. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد”! خلخالی در جواب افرادی که به اعدام های فله ای او اعتراض میکردند میگفت:” اینها اگر گناهکار باشند که به سزای عملشان رسیده اند و اگر بیگناه باشند که به بهشت میروند”.

خلخالی در پاسخ مخالفان به اعدام‌ها، آنها را به آیت‌الله خمینی ارجاع می‌داد:

هرکس در مقابل شما ایستاد همین طور یقه‌اش را می‌گیری و کنارش می‌اندازی. من با اتکاء به همین حمایت‌های جدی کار خودم را ادامه می‌دادم و به آنها می‌گفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم از انجام وظیفه‌ام عقب نشینی نمی‌کنم.

هنگامیكه فرمان یورش به كردستان از جانب خمینی به عنوان فرمانده كل قوا ، صادر شد. خلخالی را برای كشتارو قتل عام‌های دسته جمعی انقلابیون روانه ساخت وخسارت فراوانی به مردم وارد آمد كه در تاریخ فاجعه‌ها ثبت شده است. خلخالی در بهار ۱۳۵۷ از جانب رژیم شاه به شهر» بانه» تبعید گردید و از سوی مردم بویژه آقای شیخ جلال حسینی پذیرایی شد. او یك سال بعد ازآن كه به كردستان فرستاده شد ، درجواب مهمان نوازیهای مردم به جلاد وقصاب آنها تبدیل شد .اواعدامهای دسته جمعی را، كه بدون محاكمه وحق گرفتن وكیل ، راه انداخت ، چند سال قبل هم در كتاب خاطراتش و هم در مصاحبه‌اش با خبر نگار بی‌.بی.سی. از آنها دفاع نمود .

خلخالی همچنین چندین هفته به کار تخریب مقبره رضاشاه و نبش قبر او که در دین مسلمانان نبش قبر عملی بسیار شنیع است (در خود احکام سلامی آمده است که نبش قبر که ملاک آن هتک حرمت و بى احترامى میّت است حرام است) با موافقت خمینی به این عمل شنیع پرداخت و خلخالی پس از نبش قبر رضا شاه با اظهار ناراحتی از اینکه استخوانهای رضا شاه را به دست نیاورده بود میگوید که:”حتی استخوان های او هم به دست نیامد” و ادامه میدهد که:” پیغام آوردند که بنی صدر گفته است شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید، وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می کنیم. من دیدم که دیگر جای تأمل نیست. لذا، گفتم که: به بنی صدر بگویید، هر چه می خواهد، طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم، از اینجا خارج نخواهیم شد.

چند درصد ایرانی‌‌ها می‌دانند خلخالی کتابی با جزوه‌ای با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» نگاشته و به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منتشر ساخت؟ در این رساله که برخی آنرا فُحشنامه خوانده‌اند، کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بی‌بندوباری متهم کرد!

با وجود اینترنت و عصر ارتباطات چند درصد مردم از این حقایق اطلاع پیدا کردند؟ چند درصد مردم اطلاع یافتند که سید محمد خاتمی در همین سال ۱۳۹۲ در پی درگذشت مادر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، پیام تسلیت خود در این باره را به صحنه تمجید از آنچه مجاهدات ارزنده و تلاشهای چشمگیر قاسم سلیمانی خواند بدل کرد.

سپاه قدس، شاخه عملیات برون مرزی سپاه پاسداران، حامی و مجری طیف وسیعی از عملیات تروریستی در منطقه خاورمیانه و فراتر از آن است. محمد خاتمی پیش از این نیز به مناسبت مرگ اسدالله لاجوردی او را سربازسختکوش انقلاب و خدمتگزار مردم و نظام خوانده بود. بسیاری می پرسند اگر در زمان مرگ لاجوردی، سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور یک کشور ناقض حقوق بشر خود را موظف می دید مرگ یکی از کریه ترین چهره های ناقض حقوق بشر در تاریخ ایران معاصر را تسلیت بگوید؛ اکنون که هیچ مسئولیت سیاسی ندارد چرا خود را موظف می بیند پیام تسلیت به مناسبت مرگ مادر یکی از تروریستهای شناخته شده بین المللی را به پیام تمجید از فعالیتهای تروریستی او بدل کند.

یکی‌ از بازوهای اصلی‌ تبلیغات برای محمد خاتمی کسی‌ مثل ابراهیم نبوی بود، که سالها بعد چهره واقعی‌ خود را آشکار کرد، آیا مردم با شناختی‌ که نسبت به عملکرد خاتمی، و مبلغینش در این سالها به دست آوردند باز هم مانند سال ۷۶ که بدون آگاهی‌ در پای صندوق‌های رای حضور یافتند، از محمد خاتمی طرفداری خواهند کرد؟

هموطنان، تا تاریخ گذشته خود را ندانیم نمیتوانیم آینده ای موفق و باشکوه برای وطن و ملتمان بسازیم و مجبور به تکرار تاریخ خواهیم شد. از این رو از شما دعوت می‌کنیم مقالهٔ دو رهبر (خمینی و کوروش) و دیدگاه شان و حقایق تکان دهنده پیرامون آنها (نوشته آقای محمد رستگار) را حتما بخوانید.

http://sepidedam.com/15213

شما را دعوت میکنیم برای دانستن حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی ابراهیم نبوی “حامی‌ ناقضین حقوق بشر” در لباس روشنفکر به مقاله ای افشاگرانه آقای محمد رستگار در لینک زیر مراجعه کنید:

http://sepidedam.com/22204

علت اصلی اعدام خلعتبری وزیر امور خارجه شاه

http://sepidedam.com/11307