شمشير بُران اسلام

شمشير بُران اسلام

   على پرديسى  – پاريس ٢٥ نوامبر
اگر تصوير “شمشير بُران اسلام ” از روى پرچم عربستان سعودى حذف شود و  شاخه زيتون جايگزين آن گردد،  آنگاه جهان تعريف ديگرى خواهد داشت !
همگان ديدند و شنيندند كه خالقين ترور بر اساس آيه هاى قرآن ،  والنصر و بالرعب، ( پيروزى در گرو ترور و وحشت آفرينى ) و مشركين را هر جا كه ديديد در كمين شان باشيد، ( سوره  التوبه ) در پاريس چه ها كه نكردند !
مى توان ادعا كرد، كه آنان  مسخ شدگانِ روانى بودند !
مى توان گفت، كه آنان قربانى متامع گروه هاى مافيايى اسلامى بودند !
مى توان گفت ،،،،
 اما بايد گفت ؛
 مسلمانانى كه براى آيين اسلام هيچ گونه مرزى قائل نيستند و خواهان آنند كه جهان را اسلامى و كل بشريت را مسلمان كنند بر اين بياورند كه :
    دارالسلام، دارالحرب ! 
اين دكترين اسلام است !  بيش از ١٤٠٠ سال است مسلمانان با همين دكترين بخشى از جهان را با زور و با تيغ شمشير قبضه كرده اند و شعارشان اين بوده و هست كه ؛
    ” اسلام زير سايه شمشير ” 
سابق بر اين با شمشيرها كه گاه دو سر هم بود اين دكترين را پيش مى بردند، امروز با كلاشنيكوف و خمپاره و تانكهاى چيفتنِ ساخت انگلستان !
مى توان انسان شريفى بود و به درگاه پروردگار ايستاد و نيايش كرد و سر به سجده آورد و انسانيت را ارج نهاد و خمس و ذكاتى هم  پرداخت و به بشريت خدمت كرد !
مى توان اندكى ژن شرارت هم داشت و بدنبال پست و مقام و رهبرى مسلمين جهان و پول و ثروت هم بود ، آنگاه همه چيز آماده است، فرمانهاى الهى و دستورات شرع محمدى راه را براى هر گونه ظلم و فسادى باز گذاشته است، به ايران و ولايت فقيه نظرى بيندازيد و به تماشاى داعش بنشينيد !
ايدئولوژى خشونت آفرين اسلام، (كه البته برخى از تفكرات خود را از اديان  پيشين گرفته است )، با به زير پا گذاشتن حقوق ديگران بعنوان غير مسلمان، نفى ديگران بعنوان مشرك، زير دست شمردن نيمى از كل جامعه بشريت بعنوان زن، و با ضرب شمشير و غنيمت گيرى و جزيه گرفتن از غير مسلمانان و غارت ديگران اينچنين گسترش يافته است.
 اگر چه كتاب آسمانى قرآن، از ابتدا بعنوان راهبرد و رهنمود براى ” هدايت كل بشريت ” بدون شناختن هيچ گونه مرز جغرافيايى، در دست مسلمين و خلفاى اسلامى بود و تا آنجا كه توانستند پيش رفتند،  اما اكنون بدست ولايت فقيه در ايران و داعش و القاعده و ساير گروه هاى جهادى جهت گسترش تفكر ارتجاعىِ خود در كل جهان، افتاده است  !
آيا آيات و دستوراتى  كه در كتاب آسمانى نهفته است و خلخالى ها و لاجوردى ها و شركا ! بن لأدن ها و اخوى هاى اِخوان المسلمين  بدان عمل مى كنند را خوانده ايد ؟
 و البته كه اكنون نه تنها قمه و شمشير، بلكه كلاشنيگوف، و كى ٤٧ و تانك هاى مدرن نيز  فراوان بدست جهاديون افتاده است !
و اگر براى مسلمانان بطور عام، شمشير سمبل اسلام بوده و هست، براى شيعيان بويژه، ذوالفقار دو تيغيه على عليه اسلام مكملى است بر آن دكترين داراسلام !
اگر اين مسخ شدگانِ الله، شيفتگان مورمون ها( Mormons ) و يا سيانتالوژيست ها (scitologiste ) شده بودند و يا به عاشقان فرقه شاهدان مسيح ( juses witness ) پيوسته بودند، اكنون شايد بجاى كشتن خود و ديگران، با كت و شلوار و كروات پشت در خانه شما براى متقائد كردنتان به ايمان آوردن به مسيح ساعت ها وقتان را تلف مى كردند !
و يا اگر اين جان باختگان در راه الله طرفدار بودا و بوديست ها بودند، اكنون خرقه اى بر تن، در معبد ها به انتظار رسيدن لقمه اى نان در انتظار مى نشستند و چرخك ها را مى چرخاندند !
هر چه كه بود هست !
اگر اين ” روان پريشان ” ، اين ديوانگان شيفته الله در يك سكت مذهبى ديگرى ذوب شده بودند و يا در يك سازمان خيريه فعاليت داشتند، امروز بجاى شخم زدن دمكراسى در پاريس، زمينى را در آفريقا شخم مى زدند بجاى كاشتن بذر كينه و نفرت، هويج و سيب زمينى مى كاشتند !
اين ادعا به شوخى شباهت دارد گويا، اما عين واقعيت است !
بر اساس تحقيقات پليس، گويا  سه نفر جهادى “جان بر كف در راه اسلام” ، قصد داشتند كمر بند هاى انفجارى خود را در درون استاديوم و ميان تماشاچيان مسابقه فوتبال بين فرانسه و آلمان منفجر كنند اما  بدليل مواجه شدن با مشكلاتى براى ورود به داخل استاديوم ، برنامه شوم خود را در جلوى درهاى ورودى عملى كردند !
 اقدامات تروريستى سيزدهم نوامبر پاريس دومين عمليات جنايت كارانه گروه هاى وابسته به سازمانهاى تروريستى اسلامى بود كه در سال ٢٠١٥ در خاك فرانسه عملى شد.
رسانه هاى جهانى گسترده ترين پوشش خبرى خود را به عمليات تروريستى در پاريس اختصاص دادند،
در شهر نويورك در همبستگى با پاريس ساختمان امپاير استيت برنگ پرچم سه رنگ فرانسه در آمد،
اما براى عمليات تروريستى داعش كه در جشن كردان تركيه در إستانبول كه حدوداً همين ميزان كشته و زخمى بر جاى گذاشت، خبرها كوتاه و زودگذر پخش شد ! و فاجعه بارتر اينكه، وقتى كردان تركيه در اعتراض به ناامنى به دولت تركيه در مقابل مجلس تجمع كرده و اعتراض نمودند، نيروهاى مسلح تركيه آنها را برگبار بستند و سه تن ديگر را در جا كشتند و تعدادى را زخمى كردند ولى روزنامه و رسانه هاى جمعى و جهانى براى آن بى گناهان كه هنگام شادى بخون كشيده شدند اشگى نريختند !
در سيدنى نيز ساختمان معروف آن شهر براى همبستگى با پاريس برنگ پرچم سه رنگ فرانسه در آمد،
اما، براى كشته شدگانِ دو عمليات تروريستى داعش  در يك روز قبل از آن در بيروت و كشته شدن بيش از چهل تن و مجروح گشتن صدها تن ديگر، گزارشات بسيار كوتاه بود و سريع !
تمامى تلويزيون ها در فرانسه و در بسيارى از نقاط جهان با جايگزين كردن روبان  سياه در بالاى تصوير تلويزيون با پاريس نشان همبستگى و عزادارى كردند،صفحه اول گوگل نيز براى چند روز با روبان سياه تزيين شد،
اما براى كشته شدگانِ عمليات تروريستى توسط داعش و القاعده در أفغانستان تيتر روزنامه ها سياه نشد و نمى شود !
نخستين عمليات تروريست هاى وابسته به داعش،  به رگبار بستن روزنامه نگاران چارلى هبدو در دفتر كارشان بود كه فرانسه را تكان داد و أفكار عمومى ، بويژه ملت فرانسه را گرفتار شُك بزرگى كرد !
بسيارى از جمله مسلمانان ادعا مى كردند كه، اگر  كسانى به حضرت محمد اهانت كنند و از او كاريكاتور بسازند بايد انتظار چنين عكس العمل هايى را هم داشته باشند ! ! !
آيا آن انسانهاى بى گناهى كه در يك شب آدينه در يك رستوران عادى شب نشينى آرامى را مى گذراندند، از پيامبر اسلام كاريكاتور كشيده بودند و يا به اسلام و مسلمين اهانت كرده بودند، كه اينگونه بى رحمانه به خون كشيده شدند، كما اينكه در ميان آن ١٣٠ كشته شده  و بيش از ٢٠٠ مجروح، از هر دين و مرامى ديده مى شود !
 با وجوديكه مردم فرانسه از ادامه عمليات تروريست ها در خاك كشورشان اندك بيم و هراسى داشتند اما هـيچ گاه گمان نمى كردند اين هيولاى مرگ آفرين در پشت گوشهايشان اين چنين به كمين نشسته باشد.
اكنون پس از انجام هفت عمليات تروريستى پى در پى  و هم زمان كه پاريس را لرزاند و زندگى و كار مردم را در فرانسه مختل كرد، بخشى از جهانيان اندك اندك آگاهى مى يابند كه اين هيولاى مرگ آفرينِ ساخته و پرداخته شده در طول ٥٠ سال توسط قدرت هاى امپرياليستى، بنام ” كمربند سبز” !!! جهت مبارزه با ” شبح كمونيسم ” اكنون بسراغ خودشان نيز آمده است !
چندين سال پيش، مجله فرانسوى اكسپانسيون بر روى جلد خود چنين تيتر زده بود ؛
” طالبان بومه رانگ آمريكا ” ! بومه رانگ، همان قطعه چوپ خميده محكمى است كه پرتاب مى شود و بسوى خود باز مى گردد !
در آن روز و روزهاى بعد از ترور، ديگر تمامى اخبارها و سر خط روزنامه هاى جهان در باره پاريس و عمليات تروريستى در يكى از توريستى ترين مناطق اين شهر بود.
عمليات تروريستى كه در پاريس روى داد، اگر نه هر روز ! ولى هر هفته و هر ماه در عراق روى ميدهد و صدها جان مى گيرد و هزاران تن را زخمى و ناقص مى كند.
اما اخبار آن بلايا در لابلاى گزارشات تصادف اتومبيل و چپ شدن قطار و حامله شدن شير باغ وحش محو مى شود !
انتحاريون اسلامى شيعه و سنى هر از گاهى در افغانستان، پاكستان، ليبى، و ،،، زن و كودك و پير و جوان سنى و شيعه و غير مسلمان را در مدرسه و بازار و كوچه و خيابان، در خون خود مى غلطانند
، ولى گزارشات آن، هم چون جان انسان ها به دو گونه ارزيابى مى شود و به شيوه اى گوناگون ارائه مى گردد !
چند ساعت پس از عمليات مرگبار پاريس، موج همبستگى ها جهانى بسوى مردم فرانسه سرازير شد، تمامى گزارشات در اين باره بود، حتى از خط خارج شدن يك قطار آزمايشى تندرو در فرانسه و در همان روز و كشته شدن بيش از ده ها تن از مهندسين و تكنسين ها آن، تحت الشعاع عمليات تروريستى پاريس قرار گرفت.
اهرام مصر نيز جهت همبستگى با پاريس برنگ پرچم سه رنگ فرانسه در آمد، اما براى بمب گذارى ها و عمليات انتحارى در خود مصر اخبارها هميشه بسيار كوتاه و گذار مى باشد !
 آرى در اينجا جان انسان ارزشمند است !
اينجا عربستان نيست كه براى داشتن چند گرم هرويين گردن ها زده شود و براى دزدى يك جفت كفش دست كسى قطع شود !
اينجا ايران نيست كه انسانها را بدار آويزند و ديگران براى تماشاى صحنه هاى اعدام از ساعت ها قبل جا رزرو كنند و تخمه بشكنند و پسته ميل نمايند، گويا كه به پيك نيك رفته اند !
اينجا عراق نيست كه به پايگاههاى مجاهدين حمله شود، انسانها به مسلخ برده شوند و آب از آب هم تكان نخورد
در اينجا جان ارزشمند است و زندگى والاست !
در اينجا نمى توان انسان هاى آگاه و مبارز را بر چوبه هاى دار بست و ” مجرم سياسى ” ساخت و تير باران كرد، و آنها را وابسته به ارتجاع سرخ دانست، آنچه كه در دوران رژيم شاهنشاهى بر افسران حزب توده و مبارزان آن دوران روا داشتند !
اينجا ايران نيست كه فرمانى از امام خمينى بگيرند و در چند روز بيش از پنج هزار مبارز دربند را بيكباره سر به نيست كنند و مردم را از هراس و وحشت خانه نشين كنند !
اينجا جمهورى اسلامى نيست كه حاكم شرع حجت السلام خلخالى نامى بر اساس شرع نبوى صدها تن را قتل عام كند و اگر به او گفته شود كه بيگناهان را كشته اى پاسخ دهد ؛
” اگر بيگناه بودند به بهشت خواهند رفت.
در اينجا جان انسان  به حراج گذاشته نمى شود.
در اينجا جانِ انسان پر بها و ارزشمند است.
  اين جا پاريس است !
در اينجا احزاب چپِ چپ و ميانهِ چپ هنوز فعاليت مى كنند، حزب كمونيست فرانسه همچنين فعال است، حتى ميدان استالين گراد در منطقه دهم پاريس، هنوز بياد دوران فعاليت هاى بخشى از چپ هاى طرفدار استالين پا بر جاست ! تروتسكيست ها نيز در اين جا هنوز فعالند !
ضمناً در پاريس، بياد زنده ياد سالوادر آلينده رئيس جمهور منتخب مردم شيلى و رهبر سوسياليت هاى آن كشور، كه توسط كودتاگران آمريكايى برهبرى آگوستو پينوشه كشته شد ميدانى را نيز به نام او نامگذارى كرده اند !
در اين جا خيابان كندى و آيزنهاور نيز موجود است ! خيابان ويكتور هوگو، أميل زولا، ژان ژك روسو، سيته دُ دكارت، بلوار ولتر، ميدان ملت، ميدان جمهورى نيز موجود است، اين جا پاريس است !
در پاريس خيابانى نيز بنام ژان ژورس بنيان گذار روزنامه هومانيته موجود است و نه تنها در پاريس كه در بسيارى از شهر هاى ديگر فرانسه نيز !  كسى كه مجله ويژه لوموند به تاريخ آوريل ٢٠١٤ عكس او را بر صفحه اول مجله چاپ كرد و با تيتر درشت نوشت ؛
 ژان ژورس پيامبر سوسياليست !
اينجا پاريس است !
 در اينجا حزب سوسياليست فرانسه به رهبرى فرانسوا هولاند در قدرت است !
 در اينجا احزاب راستِ راست، از نوع مارى لُوپن تا راست ميانه از نوع نيكولا ساركوزى و راست متمايل به چپ از نوع فرانسوا بَيرو، حزب و دفتر مركزى خود را دارند !
 اين جا پاريس است ! شهر دار پيشين پاريس، هم همجنس گرا بود و هم سوسياليست ! 
 و خانم شهر دار كنونى پاريس متولد شهر سن فرناندو در  اسپانيا مى باشد !
نخست وزير سوسياليست كنونى فرانسه، مانوئل والس، زاده بارسلونا در كشور اسپانياست !
وزير آموزش و پرورش، بانوى جوان ٣٨ ساله، نجات ولود بل قاسم متولد روستاى بنى شكيرِ مراكش است.
وزير دادگسترى، خانم كريستيان توبيرا سياه پوست متولد گاين فرانسه در آمريكاى لاتين است.
وزير كار و امور اجتماعى بانوى ٣٧ ساله، ميريم اِل خُمرى متولد شهر رباط مراكش است.
  آرى اينجا فرانسه است !
نيكلا ساركوزى  رئيس جمهور پيشين فرانسه، متولد پاريس است اما پدر و مادر او از يك خانواده كليمى مهاجر  مجارى تبار مى باشند.
فرانسوا هولاند، رئيس جمهور كنونى فرانسه، بدون آنكه رسماً ازدواج كرده باشد، صاحب چهار فرزند از شريك پيشين زندگىيش، خانم سِگولن رويال است، آنها سالهاست از هم جدا شده اند ولى خانم سِگولن رويال، هم اكنون پست وزارت انرژى و محيط زيست را بر عهده دارد.
خانم رويال كه از جوانى عضو حزب سوسياليست فرانسه بوده، در دوران رياست جمهورى فرانسوا ميتران نيز بعنوان مشاور در دو دوره با دولت سوسياليست ها همكارى داشته است. اينجا فرانسه است ! ! !
منطقه ١٤ پاريس در كنترل چينى هاست، ولى ديگران نيز از هر قوم و مليت و دين و نژادى در اينجا ساكن هستند !
منطقه ١٥ پاريس محل زندگى پاريسى هاى اصيل است اما از ساير مليت ها نيز در اين منطقه فراوانند !
منطقه ١٦ پاريس در دست از ما بهتران است، مى گفتند و مى گويند اشرف پهلوى در آن منطقه آپارتمان دارد، البته شاهزاده گان و أميران عربى نيز صاحب بهترين هتل ها و شيك ترين آپارتمان هاى پاريس هستند!
در محله ١٧ پاريس كافه مولن روژ و رقاصه خانه ها و در لابلاى آن تن فروشان نيز هستند ! و اندكى بالاتر كليساى بزرگ سكره كوُر نيز بر بلندى تپه اى عرض اندام مى كند !
منطقه ١٨ پاريس در تسلط اعراب و سياه پوستان آفريقايى ست اين بدين معنا نيست كه چينى ها در اينجا مسكن ندارند و به تجارت مشغول نيستند !
در منطقه ١٩ پاريس كليميان با آرم ستاره داود بر روى ويترين ها و سردر رستوران هايشان از كسانى كه مى خواهند غذاى كُشر ميل كنند پذيرايى مى كنند و مسلمان نيز با نصب تابلو حلال در همسايگى كليمان بطور مسالمت آميز از مشتريان خود استقبال مى كنند، رستورانهاى تايلندي و ويتنامى و چينى هم در جوار يكديگر فراوان است و در بين همين مغازه ها مسجد عمر نيز درش بروى همه باز است !
در شهر پاريس بيش از ٢٥ مسجد و صدها محل اقامه نماز براى مسلمانان و چندين معبد بوديست ها و حدود ٥٠ سيناگوگ كليميان و براى هر مليتى وجود دارد. هندوها نيز مراكز مذهبى خود را دارند، اينجا پاريس است !
منطقه ماره پاريس، محله هم جنس گرايان است، در اطراف باستيل انواع رستورانهاى آمريكاى لاتينى را مى توان يافت !
در پاريس و در برخى از شهر هاى ديگر فرانسه، نوشيدن مشروبات الكلى در پارك ها و محله هاى عمومى و فضاى باز از نظر قانونى ممنوع است، ولى مى توان در هر پاركى، در هر چمن زارى،  در كنار رود سن، سفره را گشود و تنها و يا با همراهى جمعى از دوستان، مشروبات الكلى را ضميمه سفره خود كرد، و اگر مزاحمتى براى كسى ايجاد نشود، پليس نيز مزاحم شما نخواهد شد، زيرا نامش ” تولره ” است، يعنى مدارا پذيرى ! اين جا پاريس است !
تپه هاى مونت مارت محل تجمع نقاشان و هنرمندان از هر نژاد و مليتى ست، و هر هنرمندى مى تواند رنگ و قلم خود را بدست گيرد و از توريست ها چهره نقاشى كند و صاحب در آمدى شود. اين جا پاريس است !
در ساير مناطق پاريس نيز هر تيپ آدمى مى تواند آنچه را كه جستجو گوش هست پيدا كند، از كافه هاى روشنفكران در كارتيه لاتن گرفته تا كلوپ هاى شبانه اشانژيست ها( جايى كه جفت ها مى توانند ناموس يكديگر را عوض و بدل كنند ) ! آرى پاريس، پاريس است !
جيب بران نيز در همه جاى پاريس حضور دارند، زيرا كه قوانين لطيف فرانسه آنها را از مجازات قطع دست در مصون مى دارد !
اكنون بيشتر جيب بران و كيف زنان در پاريس، دختران و پسران زير ١٦ سال هستند كه بسيارى از آنها از كشورهاى ديگرى آمده اند، زيرا كه رهبرانشان مى دانند كه حتى اگر در حين جيب برى توسط پليس دستگير شوند، بدليل زير سن بلوغ بودن، يك شب را هم در بازداشتگاه بسر نخواهند برد !
در گوشه و كنار پاريس مغازه هاى بقالى كه عمدتاً توسط اعراب شمال آفريقا اداره مى شوند موجود است كه تا ساعت ٢ بامداد باز هستند و در كنار فروش شير و كره و عسل، انواع مشروبات الكلى را نيز به مشتريان خود عرضه مى كنند و كسى مغازه شان را به آتش نمى كشد !
 چرا ترورها در پاريس اينگونه غوغا بر پا كرده است ؟
پاريس سمبل آزادى ست، پاريس مظهر همبستگى بين المللى ست ، پاريس نمونه همزيستى مسالمت آميز است، پاريس پاريس است  ! ! !
و اكنون جهاديون مسلمان خشك مغز با ايجاد رعب و وحشت، نيت آنرا دارند تا  كسانى را كه از دست ديكتاتورها در سراسر جهان گريخته اند و به اينجا پناه آورده اند و در اين جا از گستره نعمت آزادى بهره مند مى شوند و جان و زندگى خود و ديگران را ارج مى گذارند مجازات كنند !
 گروه هاى وابسته به سازمانهاى گوناگون تروريستى به اين نتيجه رسيده اند كه اگر نمى توانند پاريس را اشغال كنند، كه نخواهند توانست ! پس قصد آن كرده اند تا با عمليات تروريستى كور خود، كام شيرين ديگران را تلخ كنند !
اين است كه پاريس مورد حمله قرار مى گيرد !
يا ايها النبى حَرَص المؤمنين عَلَى القتال.  سوره انفال آيه ٦٤
   اى پيامبر مؤمنين را در قتل ( كشتن ) تشويق كن،( حريص بفرماييد ) !
  البته ماله كشأن دين، القتال را جنگ ترجمه مى كنند ! پس واژه حرب به چه معنى مى باشد ؟
و چه ارزنده است كه پايان اين نوشتار با ترجمه بخش كوچكى از سخنىان ويكتور هوگو،  كه به سال ١٨٧٠ در باره پاريس بيان كرده است خاتمه داده  شود ؛
” نجات پاريس، بيش از اين است كه فرانسه نجات يابد، اين نجات جهان است “