یلدای شعر و هنر

به نقل از شهروند 

19-12-2007

بررسی موسیقی زیرزمینی در دانشگاه تهران


همایش «موسیقی زیرزمینی...» روز سه شنبه ساعت 12 تا 17 در تالار ابن خلدون دانشگاه تهران برگزار شد.

«موسیقی زیرزمینی ایران با نگاهی ویژه به محسن نامجو» عنوان برنامه یی بود که با سخنرانی دکتر رضا براهنی به شکل ویدئوکنفرانس در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این همایش که 5 ساعت به طول انجامید موسیقی این آهنگساز و خواننده را به شکل تحلیلی مورد نقد و بررسی قرار داد. در بخش نخست این برنامه کلیاتی پیرامون موسیقی زیرزمینی ایران با سخنرانی بهرنگ تنکابنی، مهرداد فلاح و روزبه امین مورد بررسی قرار گرفت. بخش دوم به بحث اختصاصی پیرامون موسیقی و شعر محسن نامجو و همچنین تحلیل جامعه شناختی این پدیده اختصاص داشت. در این بخش دکتر سارا شریعتی، هوشیار انصاری فر و امیر احمدی آریان به سخنرانی پرداختند. بخش ویژه این برنامه به ویدئوکنفرانس دکتر رضا براهنی اختصاص داشت. وی در این ویدئوکنفرانس به ویژگی های کاری محسن نامجو پرداخت. در پایان این برنامه، فیلم مستند«آرامش با دیازپام 10» ساخته سامان سالور به نمایش درآمد.

 

پایان بخش سومین شب شعر و هنر، پخش بخش کوتاهی از پیام دکتر رضا براهنی به همایش موسیقی زیرزمینی ویژه محسن نامجو در دانشگاه تهران بود. این همایش سه شنبه 20 آذر 86 با حضور بیش از 600 تن در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد و پیام تصویری دکتر رضا براهنی به مدت 30 دقیقه در این برنامه پخش شده بود. در بخشی از این پیام آمده است:


... کسانی که در این عصر زندگی می کنند، اما در شعر و در خطاب و در موسیقی نان کهنه را می خورند و ساز کهنه را می زنند، نمی توانند آن باشند که نامجوست. نامجو از زبان امروز می خواند. گذشته در شعر، چراغ راه آینده نیست. شعر و موسیقی تاریخ نیستند که با درک گذشته، آینده اش بیاید. شعر، روایت را، خواه تاریخ باشد، و خواه روایت شعر گذشته، مدام قطع می کند و نَفَس نَفَس می زند. موسیقی در کنار اوست. نَفَس انسان، اگر قوی تر از کُل عروض جهان نبود، موسیقی جدید و قاعده ی جدید به وجود نمی آمد. انسان با نَفَس زنده است، شعر با نَفَس زنده است. کسی که سینه ندارد، هزار سال هم عروض بخواند، باز شاعر نمی شود. عروض و غیرعروض وقتی اهمیت می یابند که نَفَس آنها را دگرگون کند، که زبان امروز آنها را دگرگون کند. از این نظر اگر موسیقی مبتنی بر عروض قدیم ما را معتاد گذشته می کند، قرائت دیگری از عروض به صورت جدید ما را به سوی نو می پراند. جلو چشم من در خانه ی "الن گینزبرگ" شاعر، درست در برابر "باب دیلن"، شاعر ساز هندی اش را می زد و شعر "زوزه"اش را می خواند. مسئله این است: گاهی آدم ناشی متبحرتر از آدمِ مقلدِ غیرناشی است. کسی که زبان ندارد، می فهمد که زبان لازم دارد. ما که بزرگ شده ایم و زبان داریم فکر می کنیم که زبان داریم، تا بچه نشویم مجدداً، سه جدداً و چهارجدداً دنیا را در شعر و در موسیقی نمی توانیم کشف کنیم. به همین دلیل، کسی که به نامجو گوش می کند، حالت خاصی پیدا می کند. موسیقی و شعر در حال تکوین است. در حال شدن است. موسیقی پس از پایان شعر شروع نشده. موسیقی روی شعر گذاشته نشده. چهار نفر ننشسته اند تا موسیقی را تصحیح کنند که مبادا یکی از ردیف خارج شود. در واقع نامجو ضد اساتید و ضدِ استاد می زند. استاد او انگار خلقت اوست. هر چیزی که می خواند از یک لعبت درخشان درون سرچشمه می گیرد. بازی تازه است. یکی ممکن است بگوید آواز را خراب کرده است. اگر آواز تنها با اعتیادات ذهنی من خوانده شود، از بیخ و بن خراب است. سنت تکرار سنت نیست. انقلاب سنت است که هم سنت است، هم انقلاب. و کسی که این نداند، هیچ نداند.

زبانه بکش دوست من! حنجره ات را می بوسم.

پس از پیام دکتر براهنی، صدای محسن نامجو که می خواند"عقاید نوکانتی ازآن ما/ شقایق نرماندی ازآن تو" در سالن طنین انداز شد. و همراه با پخش دیگر آهنگ های نامجو، از میهمانان با شیرینی و انار و آجیل که بخشی از دکور جشن یلدایی شب شعر و هنر بود، پذیرایی شد.

در این برنامه کتابفروشی سرای بامداد، جشنواره "یکی بود یکی نبود"، کمیته حمایت از کارگران ایران (در حمایت از محمود صالحی) و کمپین یک میلیون امضاء میز کتاب و تبلیغات داشتند.

گفتنی ست شب شعر و هنر در ماه ژانویه برنامه ای نخواهد داشت و برنامه بعدی آن در ماه فوریه طبق آگهی های بعدی به اطلاع خواهد رسید.