انتخابات و جنبش پوپولیستی

ضمن احساس غرور و شادمانی از این همبستگی ملی در ایران برای گفتن « نه» به راس ارتجاع و قصاب هزاران جوان وطنپرست و حتی مهمتراز برای گفتن « نه» به ولایت فقیه که در آستانه دوراهی سرنوشت خود قرارگرفته, این همبستگی ملی را میتوان به یک نافرمانی مدنی در چهارچوب استبداد دینی خلاصه کرد.  ولی علاوه بر این حرکت حد اقلی ( که صرفا چه نمیخواهیم )  فقدان طرح خواست های مرحله ای (  حقوق بشری سیاسی  اجتماعی و اقتصادی) که خط قرمز نظام نیز هست از جنبه های ضعف و ایرادات جدی این حرکت جمعی است :
۱- بعضی ها این پیروزی تاکتیکی را عمدا یا سهوا به حد اعلای خواست جنبش دموکراتیک مردم ایران گرفته و حتی هاله ای از تقدس به ان میدهند. متاسفانه این ازعوارض سرکوبها و عقب راندن جنبش آزادیخواهی ومترقی مردم به حد اقل هاست. در درازمدت میشود این فشار استبداد دینی را در مسیر نسلها به یک شستشوی تاریخی آزادیخواهی در ذهن نسل جوان تشبیه کرد. یعنی زدودن تدریجی محتوای خرد و آگاهی جمعی . پوپولیسم از عوارض این بیماری اجتماعیست یعنی رشد کمی جنبش به قیمت رقیق شدن محتوای ان.
۲- سرخوردگی و خستگی و فرسایش مبارزه با استبداد و کرنش و  وادادن و عقب نشینی تدریجی از حقوق اولیه دموکراتیک و توجیه آن با تاکتیکی قلمداد کردن ارزش های استرلتژیک.
 همه اینها در جهت کم رنگ شدن اخلاق و کرامت انسانی و تبدیل شدن به ترمزی در مقابل فرهیختگان و آزادیخواهی نسلهای بعد است. در این ارتباط بی احترامی به أرآی مخالفین درون مردمی و غیرحکومتی که در طیف مبارزین در زندانها و تبعیدی ها و کسانی که همه این پروسه را برای گرم کردن تنورانتخابات می انگارند به مخالف خوانی و رقابتهای توخالی مسابقات ورزشی تقلیل میدهد.
۳- خرد جمعی فقط به احساس خطر در مقابل بد و بدتر و اتحاد حول  ترس ها وحد اقل ها خلاصه نمیشود. یکی از ویژگی های جنبش پوپولیستی سو استفاده ابزاری حکومت در زمان انتخابات و فروکش کردن وبه خواب رفتن جنبش پس از انتخابات است.