یک شب تا صبح با زنان کارتن خواب تهران

سخت می گذره تو خیابون، آواره، دربه در. به نظرت آسون می گذره؟ نه با این کرایه خونه های گرون. اتاق های پولی، پولی که ما نداریم. اتاقم بهمون نمی دن. مشکلات بچه و نداری و بیماری و دربه دری. صبح که بلند می شیم اینقدر بدو بدو، این ور اون ور، می کنیم بتونیم پول عملمون رو جور کنیم. با کار خونه مردم. مردم هم برای رضای خدا یه چیزی میدن به ما./ خانم الف پایپ را برمی دارد و شروع به شیشه کشیدن می کند. رو به من عذر می خواهد که «اگه نکشم شب نمی تونم بیدار بمونم. هر شب می کشم بعد بیرون می رم. یک بار که نکشیده بودم خوابم برد و صبح وسط بیابون بیدار شدم با …

[ادامه]