تاکتیک نرمش قهرمانانه، از پیش شکست خورده است.

تاکتیک نرمش قهرمانانه، از پیش شکست خورده است.

282893_104148633093176_484653350_n

 

 

 

 

گویا برخی از کارشناسان سیاسی ایرانی و غیر ایرانی دوست دارند رویداد ها را جدا از مضمون اجتماعی-تاریخی اش،و به صورت انتزاعی اما مطابق میل خود تفسیر و تبیین نمایند. نمونه ی این تفاسیر مورد پسند، در برخورد با تاکتیک جدید رژیم جمهوری اسلامی و سران راست،چپ و معتدل ان است. انان با صد زبان گفته اند که قرار است ادبیات خود را تغییر بدهیم و از ادبیات احمدی نژادی که به یک زبان ،ادبیات انقلابی (مطابق اظهارات صریح رهبری رژیم و هوادارانش و طی 8 سال گذشته) و به زبان دیگر، ادبیات دشمن پسند(مطابق اظهارات صریح رفسنجانی و اصلاح طلبان ) بود، فاصله بگیریم. ایا فهم این مسئله برای کارشناس های سیاسی درونی و بیرونی مشکل است یا قرار است خود را بفریبند؟
ساخت قدرت در ایران به گونه ای نیست که حتا اگر شخص رهبر ان ها، تصمیم بگیرد به پیروی از خمینی، جام زهری بالا بکشد ،دیگران به او چنین اجازه ای بدهند. برای این که خمینی از اقتدار بالایی برخوردار بود و در ان زمان فرد نیرومندی مثل رفسنجانی را داشت؛ اما خامنه ای از چنین اقتداری در ساخت قدرت برخوردار نیست و رفسنجانی هم دراین ساخت قدرت، کلاهش کرک و پشمی ندارد.درست است که به ظاهر این خامنه ای است که حرف اخر را می زند اما طی دو دهه ی گذشته ،ایشان کدام حرف اخر را زده که بر خلاف نظر سپاه و بیت و برخی روحانیون قدرتمند در قم و تهران و مشهد باشد؟ غربی ها طی چند سال گذشته و طی یک خود فریبی اشکار،چنین وانمود کردند که در ایران ،این افراد هستند که تصمیم گیرنده ی نهایی اند و به دنبال این تحلیل خطا، به راه افتادند تا مصداق ان را بیابند و به همین دلیل بود که اوباما دو نامه برای خامنه ای نوشت اما هیچ نتیجه ای هم نگرفت. اگر در زمان خمینی چنین نظریه ای صادق بود اولا به دلیل اقتدار حکومتی او از یک سو و کاریزمای انقلابی اش از دیگر سو و نیز نقش تعیین کننده ی رفسنجانی در تصمیم گیری های شخص خمینی بود.
فراموش نکنید که 8 سال پیش در زمان دولت خاتمی و با رهبری روحانی به عنوان تیم مذاکره کننده ،همین رهبر فعلی رژیم به توقف کوتاه مدت غنی سازی اورانیوم تن داد، اما ،سپاه این قدرت را داشت تا با روی کار اوردن احمدی نژاد، نه تنها غنی سازی را راه اندازی کند،بلکه بر سرعت و شدت وگستره اش نیز بیفزاید. به دنبال همین اقدامات بود که خامنه ای در چندین سخنرانی از اقدامات احمدی نژاد تجلیل کرد و اقدام پیشینیان را مورد نکوهش قرار داد. گویا برخی کارشناسان داخلی و خارجی علاقه دارند این واقعیت ها را نبینند و مطابق علاقه ی خود عمل کنند. فکر می کنند ساخت قدرت و باند های قدرتمند شکل گرفته در ان ، به یک نفر که در سالیان گذشته برای حفظ قدرتش به صورت بی حساب، دست نظامی ها و برخی روحانیون قدرتمند را در همه ی امور کشور باز گذاشته است،این امکان را می دهد که شب بخوابد و صبح بر خلاف همه ی مواضع و عملکرد های دو دهه ی گذشته فتوا بدهد! زهی خام اندیشی و خوش باوری!؟او چنین نمی خواهد اما اگر بخواهد نیز نمی تواند.
برخی کار شناس های غربی به قدری خام اندیش هستند که نمی خواهند بفهمند که سپاه در 8 و بلکه 20 سال گذشته، هر انچه در حوزه ی هسته ای امکان پیشرفت داشت را ، به دست اورد و به ویژه در 8 سال گذشته و با اوردن محمود،به خواست خود رسید. اینک نیز اطمینان دارد که حسن روحانی همان فردی است که طی 20 سال گذشته از کارگزاران همین پیشرفت ها بود ه است. اینک اما کار ان ها انجام گرفته و کسی باید با دیپلماسی نرم، وقت خری کند تا ان پیشرفت ها نهادینه و مستقر شود. جز این بود سپاه و ان باند قدرتمند در کاست قدرت، اجازه نمی داد روحانی از فیلتر شورای نگهبان عبور کند. در واقع همه ی این ها سوگند خورده های محفل خصوصی قدرت در این رژیم هستند.
انقلابی گری احمدی نژاد برای به سامان رساندن برنامه های اتمی در کنار دیپلماسی نرم روحانی هر دو مطلوب خامنه ای و سپاه و روحانیون قدرتمند حامی انان است. البته در این مقطع تاریخی ، باند قدرتمند مربوطه که تقریبا همه ی قدرت حکومتی را در اختیار دارد، با دو رویداد بسیار خطرناک نیز روبرو است. رویداد اول امکان حمله ی غرب به سوریه است که در صورت اتفاق، می تواند خرند ساخت قدرت روحانیون به مثابه ی کاست قدرت در ایران را بیرون بکشد و پایه های قدرت ان ها را بلرزاند.
رویداد دوم اما بحران اقتصادی-اجتماعی ناشی از تحریم ها است که برخی روحانیون را نگران کرده است. روحانیون بلند پایه در ایران که خواهان حفظ قدرت خود که از ان به حفظ نظام یاد می کنند ، هستند ،از این امر واهمه دارند که مبادا این تحریم ها موجب بشود که قدرت فرو بریزد و حکومت از دست ان ها خارج شود. اما سپاه و دیگر نیرو های وفادار حتا این دو دغدغه را نیز ندارند. ان ها حفظ قدرت از راه زور و حتا جانفشانی در راه ان را بر گزیده اند. کافی است به بیانیه ی سپاه که به مناسبت سالگرد جنگ منتشر شد، نگاهی بیندازید تا این نکته را روشن تر دریابید.
سپاه در این بیانیه به صورت زیرکانه به کاست قدرت و حتا رهبرشان گوشزد می کند که قدرت شما به واسطه ی از جان گذشتگی جوانان رزمنده و طی 8 سال جنگ و بعد از ان بوده است. در واقع می خواهد بگوید ؛ مبادا گمان کنید که این اختیار را دارید که در برابر غرب کوتاه بیایید و مبارزه ی ایینی و ارمانی را نادیده بگیرید.
همزمان حسین شریعتمدار نیز به انان یاد اور می شود که خودتان گفته بودید اگر شرایط به گونه ای بشود که در وضعیت صلح حسنی قرار بگیریم، راه حسینی و شهادت را بر می گزینیم. این تنها حرف شریعتمداری نیست. بر خلاف کاست روحانیون سیاسی حاکم ،که برای حفظ منافع و حتا دفاع از عقیده اشان ،محافظه کارانه عمل می کنند،بدنه ی انها هیچ نوع ملاحظه کاری را نمی پسندد. درگیر کردن حکومت در جنگ سوریه، نشانگر درستی ادعای بالا می باشد. بنا به گزارش های موثق، طی ماه های گذشته تعداد زیادی از همین نیرو ها در سوریه کشته شده و نشان می دهد که انگیزه ی ان ها برای جنگ و کشته شدن یا به تعبیر خودشان شهادت طلبی، بسیار قوی است و این در حال است که اصولا روحانیون مرد جنگ و مبارزه نیستند.
همه ی این ها نشان می دهد که تصمیم گیرنده ی اصلی در شرایط فعلی و در دو دهه ی گذشته یک نفر نبوده و اینک این امر اشکار تر شده است. اگر قرار بود کاست روحانیت حاکم و نیروی قدرتمند نظامی، به همین راحتی جام زهری بالا بکشد، هر گز در گیر جنگ در سوریه نمی شد. ان ها به ویژه نظامیان ،خود را از چنان قدرتی در مقایسه به 20 سال پیش برخوردار می دانند که به این راحتی ها حاضر به عقب نشینی نیستند. به سخنان سردار سلامی از فرماندهان ارشد سپاه نگاه کنید تا درستی این ادعا را نیز دریابید. اگر این ایتم ها را در کنار هم بگذارید و نقش دولت روسیه به عنوان حامی منطقه ای و بین المللی ان را نیز به حساب اورید و ضعف اصولی غرب به دلیل تغییر شرایط جهانی را نیز لحاظ نمایید، به راحتی در می یابید که خامنه ای و کاست قدرت حاکم،خودش را در وضعیتی نمی بیند که جام زهر بالا بکشد و حتا اگر مایل به این کار بشود، امکان عملی کردن ان را ندارد. ان ها به خوبی نشان داده اند که قدرت فریب دهی و وقت خری بالایی دارند. مگر با همین فریبکاری، بیش از 35 سال بخشی از مردم ایران و جهان را نفریفته اند؟ایا فریب دادن دموکرات ها ی حاکم بر کاخ سفید و به ویژه پرزیدنت اوباما ، از فریب دادن جمهوری خواهان مشکل تر است؟
غربی ها و مشاوران ایرانی اشان خوب است کمی واقع بینانه تر بیندیشند و بدانند که شرایط ایران 1392 با ایران 1367 بسیار متفاوت است. در ایران تنها نیرویی که می تواند تضمین کننده ی صلح و دموکراسی و مدارا با همه ی کشور های جهان باشد ، نیروی ملی و قدرت ناشی از حاکمیت مردم ایران بر سرنوشت خود است. تا زمانی که دنیا این نیرو را به رسمیت نشناسد و همواره چشمش به دست کاست قدرت حاکم باشد، همین اش است و همین کاسه.
خوشحالم که ساخت قدرت در ایران به گونه ای است که امکان ساخت و پاخت روحانیون حاکم از هر رنگ، با غربی ها و قربانی کردن منافع ملی و حقوق بشر در پای این ساخت و پاخت، وجود ندارد.همان گونه که بار ها تاکید کرده ام ،جنگ امری است که با ان مخالف هستم اما به هیچ وجه نمی پسندم تا روحانیون با واسطه گری دلالان سیاسی، با امریکا ساخت و پاخت کنند و به ظلم خود بر ایرانیان ادامه دهند. رفسنجانی و پیروانش در پی این هستند تا با زبان دیپلماسی، زمان بخرند و تحریم ها علیه رژیم را برداشته و نفت ایرانیان را راحت تر بفروشند و به مصرف خود برسانند تا حکومت روحانیون مستدام باشد. البته به نوعی از دموکراسی کنترل شده نیز به هر دلیل باورمند هستند. ما اما خواهان دموکراسی،حقوق بشر و حاکمیت ملی به جای حاکمیت صنفی اخوند ها هستیم.
نرمش قهرمانانه ی خامنه ای نیز در خوش بینانه ترین برداشت، یک مفهوم تناقض امیز همچون کوسه و ریش پهن است که قرار است تهدید نظامی از سوریه را بردارد و از شدت و گستردگی تحریم ها بکاهد. اگر غیر از این بود، این نرمش می بایست در مورد نقض گسترده ی حقوق بشر در درون مرز اعمال می شد. نه این که به خارجی ها در باغ سبز نشان داده شود، اما بر تعداد اعدام ها بیفزایند و فشار بر زندانیان سیاسی زیاد تر شود. نظر من این است که در این بازی ها ،ما ملت ایران نیز باید به فکر خود باشیم و بازی اخوند ها با غرب را جدی نگیریم. ساخت و پاخت انها با هم ، برای خالی کردن جیب خالی شده ی ما و استثمار بیشتر ایرانیان است. بی جهت ذوق زده نشویم.