نقد خمینیزم و عرفی سازی قدرت

نقد خمینیزم و عرفی سازی قدرت

282893_104148633093176_484653350_n
عرفی سازی قدرت و حکومت به این مفهوم است که هیچ کس و هیچ اندیشه ای را حق مطلق و مقدس ندانیم و بپذیریم که همه ی اندیشه ها و برنامه ها ،حق دارند و با هم امکان ترقی جامعه را فراهم می اورند. خط امام و خمینیزم در 35 سال اخیر ،همواره راه و اندیشه ای را بت ساخته و عملا زمینه ی سوئ استفاده ی استبداد از این بتوارگی را فراهم کرده است.اگر اصلاح طلبان حکومتی که 8 سال بر قدرت سوار بودند ،خود امکان نقد این بتوارگی را فراهم می ساختند،خود قربانی استبداد دینی نمی شدند. فرهنگ اصلاحگرایی و دموکراسی خواهی با بتوارگی در تضاد است. اگر کسی بتواند یک نمونه از اقدامات اصلاح طلبان حکومتی در افسونزدایی از خمینیزم عقیدتی-اجتماعی-سیاسی را به من نشان بدهد از او سپاسگزار خواهم شد.انها حتا در انجا که می خواستند از خمینیزم دهه ی 60 گذر کنند،به این حرف غیر عقلانی دست می انداختند که اگر امام بود نیز چنین و چنان می کرد یا از خط امام چنین و چنان مستفاد می شود. این بود که اصلاحات بدون تعریف روشن از اصلاح طلبی و بدون افسون زدایی از خط امام به راه افتاد و در نهایت شکست خورد.هر بار دیگر نیز که به استناد به خط امام و حرف و نظر امام بخواهند اصلاحی انجام بدهند با شکست مواجه می شوند. نمونه اش همین اقدام رفسنجانی با استناد به حرف خمینی برای پرهیز دادن از شعار مرگ بر امریکا است. مثل این که گورباچوف بخواهد برای انجام اصلاحاتی علیه کمونیزم در شوروی از لنین و استالین و خط انها ،کسب مجوز نماید. طبیعی است که کهنه کمونیست های استالینیزم اولین مخالفین جدی او بوده و اجازه ی این کار را نمی دهند. اصلاح طلبی باید بر پایه ی موازین روشن دموکراسی خواهی و عقلانی سازی نهاد های موثر در اجتماع است. نمی شود نهاد هایی را مقدس انگاشت و در عین حال خواهان عبور از ان ها یا استفاده از ان ها به نفع عقلانیت و دموکراسی بود.مگر می شود با تکیه بر خمینیزم با غرب و امریکا به دوستی و ارتباط اقدام کرد؟ یا این که بر خمینیزم اصرار ورزید و در عین حال شعار ایران برای همه ی ایرانیان سر داد. دیدیم که نشد. شد؟