حماسه ی 6 دی 88 ؛ جنایت حکومت گران و بی مسئولیتی اصلاح طلب ها

حماسه ی 6 دی 88 ؛ جنایت حکومت گران و بی مسئولیتی اصلاح طلب ها.

6 دیماه سال 88 به مناسبت روز عاشورا هواداران جنبش سبز به خیابان ها ریخته و مطالبات قانونی خود را فریاد زدند. من در مطالبی که پیش از ان روز نوشته بودم اعلام کردم که شایسته است اصلاح طلب ها و به ویژه شخصیت های روحانی طرفدار جنبش سبز پیشاپیش تظاهرات و از مساجد و حسینه ها به صورت دسته های سینه زنی به طرف میدان انقلاب و خیابان ازادی به حرکت در ایند تا ضمن این که خاطره ی عاشورای سال 57 گرامی داشته می شود، حاکمیت نیز امکان سرکوب شدید تظاهرات را نیابد. البته که چنین نکردند و حتا در ان روز از خانه های خود بیرون نیامدند.
روز 6 دیماه 88 خود به خیابان انقلاب رفتم که البته پیش از ریسیدن من و بر خی دوستان،خیابان های مرکزی شهر به صحنه ی زد و خورد بین مردم و نیرو های سرکوبگر تبدیل شده بود که گزارش ان را همان شب از طریق برنامه ی تفسیر خبر صدای امریکا به عنوان پربیننده ترین برنامه در ان زمان، تقدیم ملت ایران کردم. چیزی که ما در خیابان ها از میدان توحید به سمت بلوار کشاورز و میدان انقلاب و از ان جا به طرف میدان امام حسین و خیابان نظام اباد دیدیم، وجود گسترده ی مردم و البته رودر رو با نیرو های سرکوب در چند لایه بود. کمترین لایه اش ، اعزام نیرو های بسیجی از پایگاه مساجد با سنین زیر 18 سال و چوب به دست بود که نشانگر ان بود که به دلیل گستردگی درگیری ها و کمبود نیرو به چنین نیرو های اماتور متشبث شده بودند. در ان روز نیرو های سرکوب به مردم یورش می اورند و البته بخش هایی از جوانان نیز دست به مقاومت می زنند و نیرو های سرکوب را عقب می رانند.
بنا براین رژیم مذهبی حاکم بر ایران که به نام شیعه و امام حسین بر ایران حکومت می کند در روز عاشورای 88 کاری با مخالفین کرد که حکومت شاه را قطعا رو سفید کرد. من در روز عاشورای 57 یعنی 31 سال پیش از عاشورای 88 نیز در تظاهرات ملیونی مردم تهران حضور داشتم و سربازان شاه جز احترام با مردم تظاهر کننده برخوردی نداشتند.رژیم ولایی حاکم اما از هیچ جنایتی علیه مردم فرو گذار نکرد.
روز 7 دیماه اما به خانه ی من و دهها مخالف دیگر یورش برده و سعی کردند انتقام شکست روز عاشورا را از ما بگیرند و گرفتند. 40 شبانه روز در انفرادی 240 زیر شکنجه و فشار بسیار سنگین روحی قرارم دادند تا به زعم خود انتقام گرفته و پس از ان به 209 و در اواخر فروردین 89 به 350 منتقل کرده و سپس به کچویی و از انجا به رجایی شهر و در نهایت 8 سال محکومیت برای من بریدند. برای این که ان ها را رسوا کرده و در تریبون عمومی، دیکتاتوری نظامی –امنیتی را افشا کرده بودم.
اگرچه نزدیک 4 ماه در بی خبری به سر می بردم اما گویا در روز 9 دیماه عده ای از طرفداران خود که بخش بزرگی از ان اها شب چماق به دست به سرکوب مردم می پرداختند و اضافه حقوق دریافت می کردند و روز در تظاهرات های مورد حمایت حکومت به خوردن کیک و ساندیس مشغول می شدند را از سراسر کشور گرد اوردند تا به زعم خود نشان بدهند که هنوز پایگاه مردمی دارند. جالب این است که همین دستگاه جمع اوری کننده ی هواداران حکومت، رسما اعلام می کند که از سراسر کشور یک ملیون را برای روز درگذشت خمینی به بهشت زهرا می اورند. یعنی امکان مادی اوردن حدود 300-400 هزار نفر به تهران و پذیرایی چند روزه ی ان ها را دارند. و این نشانگر ان است که برای هر مناسبتی از جمله 9 دی ها نیز امکان اوردن ان ها را داشته و چنین نیز کردند.حکومت های تک صدایی مثل ایران، کره ی شمالی، ونزوئلا و حتا حکومت اسد در سوریه همواره از چنین جماعت پشتیبانی کننده بر خوردار هستند و نیروی نظامی-حزبی در چنین کشور هایی متکفل سازماندهی این اقلیت هستند و در ایران نیز سپاه و بسیج این مسئولیت را بر عهده دارند. المان هیتلری نیز از چنین سپاهی برخوردار بود تا برای هر ماموریتی امادگی داشته باشد و به هیچ وجه نشانه ای بر مردمی بودن این نوع از حکومت ها یا دموکراتیک بودن ساختار حکومتی ان ها نیست .
نکته ی جالب تر این که در ظهر عاشورا و بنا به سنت عزاداری، چند چادری به پا کرده و سپس اتش می زنند. این کار به نشانه ی اتش زدن خیمه های امام حسین در روز عاشورا در ظهر عاشورا به دست سپاهیان یزید است. ان روز من خود شاهد بودم در کوچه خیابان های منتهی به خیابان انقلاب در نظام اباد، عده ای سرگرم خیمه سوزانی و عده ای نیز سرگرم فیلم برداری از این مراسم بودند. من به ان جماعت پوز خند ی زده و به یکی از دوستان گفتم که در حالی که در خیابان انقلاب حکومت مردم را سرکوب می کند، این ها سرگرم نمایش های خود هستند. غافل از این که بعدا حکومت قرار است این اتش زنی ها را به نمایش بکشد و گروهی از عوام را بفریبد و فریاد براورد که این ها به مسجد حمله ور شده و پرچم های عزاداری را اتش زده اند. البته من انکار نمی کنم که مطابق معمول، نیرو های سرکوب از برخی مساجد به مردم تیراندازی کرده باشند و مردم برای مقابله با ان ها به چنین پایگاه هایی حمله کرده باشند اما در روز عاشورا به هیچ وجه موضوع مورد مناقشه، مسجد و عزاداران امام حسین نبود و بلکه فقط و فقط جنگ بین دیکتاتوری خشن مذهبی با مردم تظاهرات کننده بود و اکثریت تظاهرات کننده خود از عزاداران حسینی بوده و من خود شاهد این مسئله بودم.
تاسف من از این است که اصلاح طلبانی که رهبری جنبش سبز را به انحصار خود در اورده بودند اما، نه در تظاهرات 6 دیماه شرکت کردند و نه در ادامه ی راه، به تداوم جنبش ادامه دادند. انها درست سر بزنگاه کوتاه امده یا ترسیدند و به مرور مردم را بدون رهبری و پشتیبانی رها کرده و اجازه دادند تا جنایتکاران به سرکوب جنبش با شدت بیشتر ادامه دهند و حتا گروهی از زندانیان را به کام مرگ بفرستند.
بخشی از این اصلاح طلبان بی مسئولیت ، بزدل و منفعت پرست، کار را به جایی رساندند که سرکوبگران از 9 دی و یک راهپیمایی دولتی ،حماسه ساختند اما ان هایی که در به منوپول در اوردن رهبری جنبش سبز بین خود مسابقه گذاشته بودند، نتوانستند از حماسه ی واقعی 6 دی که توسط مردم و در خیابان ها و زیر سرکوب و کشتار وحشیانه ساخته شد، حتا نامی ببرند. در عوض کسانی که خود و برادر شان حتا یک شب نیز بازداشت نشده اما همواره بر امواج سیاسی سوار هستند با پر رویی و وقاحت، اعلام می کنند که حاضر هستند که از جنایات 88 چشم بپوشند و ان جنبش را در حد یک سوئ تفاهم تنزل می دهند.
در عوض به دلیل همین مماشات و منفعت طلبی و بزدلی، کار را به انجا رسانده اند که سرکوبگر جنایتکار در موضع طلبکار و سرکوب شده ی مظلوم، در موضع فتنه گر بدهکار، نشسته که حتا مستحق بخشیده شدن از سوی دیکتاتور نیز نیست!
حماسه ی 6 دیماه 88 از حافظه ی تاریخ پاک نخواهد شد اما جنایت حکومت به اصطلاح مذهبی و خیانت بخشی از اصلاح طلبان مذهبی نیز همواره به یاد خواهد ماند.
به سهم خود از همه ی شهدای جنبش سبز قدردانی کرده و به یاد زندانیان و محصور شدگان جنبش سبز خواهم بود اما با خود عهد کرده ا م در هیچ حرکتی که اصلاح طلبان، رهبری ان را در دست داشته باشند شرکت نکنم. ان ها همراهان صادق و پابر جایی نیستند.