نظام ولایت در بازار رقابت با داعش و بوکوحرام

 نظام ولایت در بازار رقابت با داعش و بوکوحرام

‎نظام ولایت در بازار رقابت با داعش و بوکوحرام
حنیف حیدرنژاد ( فعال حقوق بشر)
تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران
اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟
به گزارش خبرگزاری هرانا، ماموران نیروی انتظامی در شهر ساری روز چهارشنبه اقدام به بازداشت و گرداندن متهمان تازه بازداشت شده در سطح شهر تحت عنوان «طرح جمع‌آوری اراذل و اوباش» کردند (عکس زیر). در این طرح که شهروندانی در محله‌های مختلف شهری دستگیر می‌شدند، بدون انجام دادرسی و حکم دادگاه بصورت تحقیر آمیزی در محله‌های این شهر گردانده شدند.
در عکس های منتشرشده، جوانان و افراد میانسلی دیده می شوند که به نحو تحقیر آمیزی پیراهنشان بر سرشان برگردانده شده، دست هایشان با طناب نایلونی بسته و به صورت زنجیر وار به هم وصل شده و همچون اسیران در قرون وسطی، در محله ها گردانده می شوند.
توهین و تحقیر و به اسارت گرفتن مردم ایران در سه دهه گذشته هر روز ابعاد گسترده تر و مشمئز کننده تری به خود گرفته است. اسلامیست های ضد بشری حاکم بر ایران برای آنکه در بازار رقابت با داعش، دولت اسلامی و بوکو حرام به عقب نیافتند، تلاش دارند تا آموزه های ایدئولوژیک خود را در میدان های شهرهای بزرگ و کوچک با افزایش اعدام در ملاء عام، شلاق زدن و چرخاندن و تحقیر جوانان به نمایش بگذارند. سیاستی که در عمق خود حرمت و شأن انسان را نشانه گرفته و تحقیر و پایمال می کند. سیاستی که به خوبی نشان می دهد "حاکمیت قانون" در "دولت اعتدال" حسن روحانی که با فریب از "حقوق شهروندی حرف می زند"، ذره ای ارزش و اعتبار ندارد. سیاستی که به خوبی نشان می دهد راه رهائی مردم ایران از این حکومت ضدبشری در جدائی کامل دین از حکومت نهفته است.
حکومت اسلامی حاکم بر ایران دشمن حاکمیت قانون و ناقض بدیهی ترین حقوق انسانی تنظیم شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر است. مقایسه ساده ی خبر فوق با برخی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر بخوبی این واقعیت را نشان می دهد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در زمینه رعایت کرامت انسانی تاکید می کند:
ماده پنجم: احدی را نمی توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاری قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انسانی يا موهن باشد.

ماده ششم: هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده نهم: احدی را نمی توان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود.

با توجه به مبانی فوق باید تصریح کرد: تهاجم نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به جوانان ایران در روزهای اخیر، ادامه همان سیاست تجاوز به حقوق زنان و راه اندازی یگان ویژه ضد اغتشاش و سرکوب زنان می باشد.

هدف اصلی رژیم در حمله به مردان جوان به بهانه ی مبارزه با "اراذال و اوباش"، در کنار طرح سرکوب زنان، گسترش جو رعب و وحشت و مجبور کردن مردم به اطاعت و تن دادن به سیاست ها و چهارچوب های ایدئولوژیکی این رژیم است. رژیم برای رسیدن به این هدف، هر زمان با زمینه سازی های روانی- اجتماعی مسئله ای را بهانه کرده و با راه اندازی تبلیغات در مورد آن، تلاش می کند تا از آن طریق راه رسیدن به اهدافش را هموار کند.

مردم خوب می دانند که رژیم از روز اول حاکمیتش تلاش داشت تا هرکسی را که حاضر نشد با آن همکاری کند، با مارک ها و تهمت های بی پایه و اساس "بی اعتبار" کند. طاغوتی، مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، ستون پنجم، اراذل و اوباش و ... نمونه هائی از این گونه اتهامات هستند.

این رفتار و روش ها، نشانه ی عدم حاکمیت یک "حکومت قانون" بوده و نشان می دهد که جمهوری اسلامی بر پایه یک حاکمیت ایدئولوژیک گردش امور را در دست داشته و از استانداردهای جهانی بر پایه حقوق بشر سالهای نوری فاصله دارد. این حاکمیت نه تنها با استانداردهای جهانی حقوق بشر بیگانه است، بلکه بدلیل نقض مستمر، سیستماتیک و برنامه ریزی شده این حقوق در ابعاد وسیع، آنهم در ملاء عام و در مقابل دوربین های عکاسی و فیلم برداری، نظامی ضد ارزش های بشری است.

"اراذل و اوباش" واقعی چه کسانی هستند؟

صرفنظر از تعاریف و یا مبانی حقوقی، در بیان عمومی، "اراذل و اوباش" افرادی هستند که مخل امنیت و آرامش مردم بوده و با اقدامات خودسرانه، فراتر از قانون عمل می کنند. حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت، افرادی را که رژیم از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد می کند، بزه کار بدانیم، در دنیای مدرن وظیفه دولت بهبودی و بازپروری آنها می باشد. در این صورت این سوال پیش می آید که پس براستی "اراذل و اوباش واقعی" چه کسانی هستند؟

حکومتی که بیش از سه دهه است ابتدائی ترین قوانین و استانداردهای جهانی را رعایت نمی کند، حکومتی که هر روز با تجاوز به حریم خصوصی و شخصی افراد، آرامش تک تک افراد جامعه را سلب کرده است، حکومتی که با زور و شکنجه و اعدام و سنگسار و قطع دست در کوچه و خیابان به عربده جوئی پرداخته و مردم را مرعوب می کند، این چنین حکومت و آن نیروهائی که در مشمئزترین شکل، چوب در آستین افراد فرو کرده، سر آنها را از وسط می تراشند، به گردن آنان آفتابه می اندازند پیراهن بر سرشان می کشند، دستانشان را طناب پیچ کرده و اسیرگونه در وسط محله ها چرخانده و تحقیر می کنند و ...، آری، یک چنین حکومتی اگر چه در معیارهای جهانی ناقض حقوق بشر خوانده می شود، در زبان عامیانه اما، این رژیم و ماموران رنگارنگ و سرکوبگرش تجسم واقعی پلیدی بوده و مصداق واقعی اراذل و اوباش بحساب می آیند.‎

نظام ولایت در بازار رقابت با داعش و بوکوحرام
حنیف حیدرنژاد ( فعال حقوق بشر)
تحقیر انسان در حکومت اسلامی در ایران
اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟
به گزارش خبرگزاری هرانا، ماموران نیروی انتظامی در شهر ساری روز چهارشنبه اقدام به بازداشت و گرداندن متهمان تازه بازداشت شده در سطح شهر تحت عنوان «طرح جمع‌آوری اراذل و اوباش» کردند (عکس زیر). در این طرح که شهروندانی در محله‌های مختلف شهری دستگیر می‌شدند، بدون انجام دادرسی و حکم دادگاه بصورت تحقیر آمیزی در محله‌های این شهر گردانده شدند.
در عکس های منتشرشده، جوانان و افراد میانسلی دیده می شوند که به نحو تحقیر آمیزی پیراهنشان بر سرشان برگردانده شده، دست هایشان با طناب نایلونی بسته و به صورت زنجیر وار به هم وصل شده و همچون اسیران در قرون وسطی، در محله ها گردانده می شوند.
توهین و تحقیر و به اسارت گرفتن مردم ایران در سه دهه گذشته هر روز ابعاد گسترده تر و مشمئز کننده تری به خود گرفته است. اسلامیست های ضد بشری حاکم بر ایران برای آنکه در بازار رقابت با داعش، دولت اسلامی و بوکو حرام به عقب نیافتند، تلاش دارند تا آموزه های ایدئولوژیک خود را در میدان های شهرهای بزرگ و کوچک با افزایش اعدام در ملاء عام، شلاق زدن و چرخاندن و تحقیر جوانان به نمایش بگذارند. سیاستی که در عمق خود حرمت و شأن انسان را نشانه گرفته و تحقیر و پایمال می کند. سیاستی که به خوبی نشان می دهد “حاکمیت قانون” در “دولت اعتدال” حسن روحانی که با فریب از “حقوق شهروندی حرف می زند”، ذره ای ارزش و اعتبار ندارد. سیاستی که به خوبی نشان می دهد راه رهائی مردم ایران از این حکومت ضدبشری در جدائی کامل دین از حکومت نهفته است.
حکومت اسلامی حاکم بر ایران دشمن حاکمیت قانون و ناقض بدیهی ترین حقوق انسانی تنظیم شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر است. مقایسه ساده ی خبر فوق با برخی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر بخوبی این واقعیت را نشان می دهد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در زمینه رعایت کرامت انسانی تاکید می کند:
ماده پنجم: احدی را نمی توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاری قرار داد كه ظالمانه يا خلاف انسانيت و شئون انسانی يا موهن باشد.

ماده ششم: هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده نهم: احدی را نمی توان خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد نمود.

با توجه به مبانی فوق باید تصریح کرد: تهاجم نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به جوانان ایران در روزهای اخیر، ادامه همان سیاست تجاوز به حقوق زنان و راه اندازی یگان ویژه ضد اغتشاش و سرکوب زنان می باشد.

هدف اصلی رژیم در حمله به مردان جوان به بهانه ی مبارزه با “اراذال و اوباش”، در کنار طرح سرکوب زنان، گسترش جو رعب و وحشت و مجبور کردن مردم به اطاعت و تن دادن به سیاست ها و چهارچوب های ایدئولوژیکی این رژیم است. رژیم برای رسیدن به این هدف، هر زمان با زمینه سازی های روانی- اجتماعی مسئله ای را بهانه کرده و با راه اندازی تبلیغات در مورد آن، تلاش می کند تا از آن طریق راه رسیدن به اهدافش را هموار کند.

مردم خوب می دانند که رژیم از روز اول حاکمیتش تلاش داشت تا هرکسی را که حاضر نشد با آن همکاری کند، با مارک ها و تهمت های بی پایه و اساس “بی اعتبار” کند. طاغوتی، مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، ستون پنجم، اراذل و اوباش و … نمونه هائی از این گونه اتهامات هستند.

این رفتار و روش ها، نشانه ی عدم حاکمیت یک “حکومت قانون” بوده و نشان می دهد که جمهوری اسلامی بر پایه یک حاکمیت ایدئولوژیک گردش امور را در دست داشته و از استانداردهای جهانی بر پایه حقوق بشر سالهای نوری فاصله دارد. این حاکمیت نه تنها با استانداردهای جهانی حقوق بشر بیگانه است، بلکه بدلیل نقض مستمر، سیستماتیک و برنامه ریزی شده این حقوق در ابعاد وسیع، آنهم در ملاء عام و در مقابل دوربین های عکاسی و فیلم برداری، نظامی ضد ارزش های بشری است.

“اراذل و اوباش” واقعی چه کسانی هستند؟

صرفنظر از تعاریف و یا مبانی حقوقی، در بیان عمومی، “اراذل و اوباش” افرادی هستند که مخل امنیت و آرامش مردم بوده و با اقدامات خودسرانه، فراتر از قانون عمل می کنند. حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت، افرادی را که رژیم از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد می کند، بزه کار بدانیم، در دنیای مدرن وظیفه دولت بهبودی و بازپروری آنها می باشد. در این صورت این سوال پیش می آید که پس براستی “اراذل و اوباش واقعی” چه کسانی هستند؟

حکومتی که بیش از سه دهه است ابتدائی ترین قوانین و استانداردهای جهانی را رعایت نمی کند، حکومتی که هر روز با تجاوز به حریم خصوصی و شخصی افراد، آرامش تک تک افراد جامعه را سلب کرده است، حکومتی که با زور و شکنجه و اعدام و سنگسار و قطع دست در کوچه و خیابان به عربده جوئی پرداخته و مردم را مرعوب می کند، این چنین حکومت و آن نیروهائی که در مشمئزترین شکل، چوب در آستین افراد فرو کرده، سر آنها را از وسط می تراشند، به گردن آنان آفتابه می اندازند پیراهن بر سرشان می کشند، دستانشان را طناب پیچ کرده و اسیرگونه در وسط محله ها چرخانده و تحقیر می کنند و …، آری، یک چنین حکومتی اگر چه در معیارهای جهانی ناقض حقوق بشر خوانده می شود، در زبان عامیانه اما، این رژیم و ماموران رنگارنگ و سرکوبگرش تجسم واقعی پلیدی بوده و مصداق واقعی اراذل و اوباش بحساب می آیند.