تئوری توطئه یا واقعیت؟

 

تئوری توطئه یا واقعیت؟

خلیل رستم خانی
یکی از دوستان با اشاره به مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز نوشته بود:
«اگر ادعا کنیم که داعش در حال به اجرا درآوردن پروژه‌‌ی غرب در منطقه است، آیا به تئوری توطئه متوسل شده‌ایم، یا حقیقتی را بیان کرده‌ایم؟ گویا در سپتامبر 2013 نشریه نیویورک تایمز مقاله ای با عنوان زیر منتشر کرده است: «چگونه 5 کشور می توانند 14 کشور شوند». در این مقاله نقشه ای هم وجود دارد که ناحیه جنوب شرقی مدیترانه و شبه جزیره عربی را نشان می‌دهد. کشورهای سوریه، عراق، لبنان، یمن و عربستان سعودی با تقسیمات مذهبی و قومی به 14 کشور تبدیل شده‌اند. مرز کشورهای جدید دقیقا از مرزهای مذهبی و قومی می‌گذرند. سوریه به 3 کشور تقسیم شده است: مناطق ساحلی تحت کنترل علویست‌هاست (علویستان)، شمال تحت کنترل کردهاست(کردستان) که شامل شمال عراق تا مرز ایران می‌شود. در شرق سنی‌ها هستند (سنی یستان) که شامل مناطقی از عراق تا نزدیک بغداد است. عراق به 3 کشور تقسیم شده است: در شمال کردستان، در غرب سنی یستان که شامل مناطقی از سوریه هم می شود، و در جنوب شیعه‌یستان…..
و حال نکته قابل تامل؛ در این نقشه منطقه جنوب سنی‌یستان هم‌مرز اردن است و در شمال هم‌مرز ترکیه. این منطقه تقریبا همان منطقه ای است که در یکسال گذشته تحت کنترل داعش قرار گرفته است!»

درست است. رابین رایت (روزنامه نگار باسابقه و تحلیلگر مسایل سیاست خارجی) در سپتامبر 2013 یعنی بیش از یک سال پیش، مقاله ای با عنوان «تصور در باره خاورمیانه ای با نقشه تازه» در روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرد:
www.nytimes.com
و نقشه مورد تصورش را هم با عنوان «چگونه 5 کشور می توانند 14 کشور شوند» به آن پیوست کرد:
www.nytimes.com
خلاصه مقاله همان است که به نقل از آن دوست در بالا آمده است.

اما رابین رایت حرف چندان تازه ای نزده است. مهمتر از حرف و نقشه او، نقشه ای است که ارتش آمریکا چند سال پیش در سال 2006، منتشر کرد و نقشه رالف پیترز، استراتژیست هوادار جنگ، را برای جدا کردن بسیاری از عرب ها و ایران از نفت نشان می داد.
www.oilempire.us

سپس، دیک چنی (معاون جرج بوش) و جو بایدن (معاون کنونیُ اباما) در حدود سال 2007 برنامه ای را برای تقسیم عراق طرح کردند که نقشه زیر بر اساس آن تنظیم شده است:
www.oilempire.us

اما شاید بتوان گفت که اساس بسیاری از برنامه ها و طرح هایی که از ابتدای قرن 21 به اجرا در آمده اند، «پروژه قرن تازه آمریکایی» (1997 ـ 2006) است که مشروح آن را می توان در اینجا خواند:
en.wikipedia.org
[متاسفانه متن فارسی آن بسیار مختصر است].

جالب است که تشکیلاتی که سردمداران «پروژه قرن تازه آمریکایی» درست کرده بودند به ظاهر دیگر وجود ندارد و حتا وبگاه آن بسته شده است. اما برنامه های رهبران آن همچون دونالد رامزفلد (وزیر کابینه های بوش پدر و پسر)، پُل وولفوویتز (معاون رامزفلد و سپس رییس بانک جهانی و نظریه پرداز بسیاری از این برنامه ها) ( en.wikipedia.org جان مک کین و ده ها شخص دیگر (نگاه کنید به: en.wikipedia.org هنوز در جریان است و بسیاری از آنها یا هم نظران آنها در موقعیت های مهم تصمیم گیری یا نظر دهی هستند و خواهند بود. گَری اشمیت، رییس پیشین «پروژه قرن تازه آمریکایی»، می گوید: «مسئله اصلی این است که ببینیم این برنامه ها چگونه به اجرا در می آیند.» ( news.bbc.co.uk

بسیاری از فیلم‌های سینمایی، مجموعه‌های تلویزیونی، و داستان‌های پلیسی، داستان‌های در باره سیا، ک گ ب، رفتن به کره های دیگر، ساختن سلاح‌های جدید، ساختن دستگاه‌های جدید … مثل فیلم های جیمز باند و فیلم های مشابه بر اساس مسایل واقعی است که متولیان اصلی همواره پیشتر به صورت تخیلی مطرح کرده اند چون می‌خواهند پیش از رو شدن کل ماجرا از طریق نویسندگان و فیلمسازان و روزنامه نگاران آنها را به اسم تخیل به میان مردم ببرند تا به اصطلاح «عادی سازی» کنند و در عین حال از بازتاب‌هایش در ادامه کارشان بهره ببرند.

توطئه چیزی مشابه با این مضمون است. اما تئوری توطئه نگاهی است که هر توطئه‌ای را موفق می داند و اصرار دارد که نتیجه همه رویدادها از پیش تعیین شده است. بعضی ها معتقدند همه رویدادهای مهم قرن بیستم مثل انقلاب های شوروی و چین و غیره در ابتدای قرن در جلسات مخفی مقرر شده اند و سپس رخ داده اند. نباید به دلیل غیرمنطقی بودن چنین نظریه هایی از هر اشاره ای به توطئه ترسید. توطئه همیشه وجود دارد و توضیحات بالا نیز به نشانه همین منظور ارایه شد. اما موفقیت توطئه ها حتمی نیست. ممکن است موفق شوند ممکن است نشوند. موفقیت آنها بستگی به واکنش‌های طرف‌های دیگر هم دارد.

منبع: صفحه ی فیس بوک حسن مرتضوی