شما از “هالو” یک آدم سیاسی ساختید

Halo1

ناپختگی سیاسی و  تبعات تصمیات قضائی سیاسی شده در قطبی شدن جامعه ایران.
به امید تحولی مناسب به سوی توسعه یافتگی، همپارچگی، رقابت خیرخواهانه، دموکراسی، پاسخگوئی مسئولانه نخبگان، بازخاست پذیری همه صاحبان قدرت و نخبگان، نامه آقای عالی پیام طنز نویس با کنیه هالو به قاضی خود را تقدیم می کنم

قاضی محترم،
 
حبس خود را کشیدم و آزاد شدم. هرچند معلوم نیست این خلاصی از زندان تا کی پایدار بماند و کی دوباره به حبس برگردم. دوستان «هم‌لباس شما و هم‌دل با من» در بازپرسی و در دادگاه به من گفته بودند: “عالی‌پیام! یک مقام کله‌گنده پشت پرونده‌ی توست و دستور داده حال تو را بگیرند تا دلش خنک شود.” برای همین هم شما چشم خود را بر قانون بستید و پرونده‌ای را که امر به مختومه بود باز کردید و به من حکم زندان دادید. وقتی هم که از اوین مرا به رجایی‌شهر آوردند، یکی از معاونان زندان، خصوصی به من گفت: دستور داده‌اند تو را به رجایی‌شهر بفرستند تا حالت را بگیرند. 
 
علی‌ایحال هرچه بود گذشت. اما لازم می‌دانم مراتب سپاس خود را از شما به خاطر مسایل زیر اعلام کنم:
 
۱ـ خیلی‌ها به من لقب سوپاپ اطمینان رژیم داده بودند و می‌گفتند از خودشان است و چرا او را نمی‌گیرند و…؟ شما مرا از همه‌ی این اتهامات تبرئه کردید.
 
۲ـ یک سال فرصت کافی و بی‌دغدغه به من دادید تا بدون گرفتاری‌ها و کارهای روزمره و مهمانی‌ها و وقت تلف کردن‌های بیرون زندان، به کارهای تحقیقاتی نیمه‌کاره‌ی خودم بپردازم. هرچند به دستور مقامات زندان اجازه‌ی استفاده از کتابخانه را نداشتم، ولی بودند دوستانی که کتاب‌های مورد نیاز را برایم می‌آوردند.
 
۳ـ تشکر از شما به خاطر فراهم آوردن فرصتی طلایی برای یک سال زندگی با کسانی که معلول ظلم و فقر و بی‌عدالتی جامعه‌ای هستند که شما ساخته‌اید. لمس درد کسانی که مطرود اجتماع شده‌اند، ولی حق زندگی کردن دارند.
 
۴ـ تشکر از شما به خاطر برقرار کردن ارتباط تنگاتنگ هالو با قشری از جامعه که هیچ‌گاه با تفکر و مطالعه انسی نداشته است و انتقال افکار و اندیشه‌ی هالویی به آن‌ها. با خبر شدن‌شان از این‌که در بیرون زندان چه می‌گذرد و چه بر سر آن‌ها آمده است و چرا آمده است.
 
۵ـ تشکر از شما به خاطر ایجاد فرصتی مغتنم برای تشکیل کلاس‌های عروض و قافیه و آشنایی زندانیان با شعر و فرهنگ و ادب و از همه مهم‌تر، توان بیان درد خود به زبان شعر. حضور هالو در این زندان بیش از سی شاعر معترض تحویل شما داد. همه که اعدام نمی‌شوند. نیمی از این‌ها پس از سال‌ها حبس به جامعه باز می‌گردند. کما اینکه در زمان محکومیت خود من، بسیاری از این هنرجو‌ها آزاد شدند.
 
۶ـ تشکر از شما به خاطر عوض کردن رنگ و مزه و احساس اشعار من، شعرهایی که در زندان سروده شد و پخش گردید، با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته می‌شود؟ خیر، اشعارش صيقلى شد و واقع‌بینانه‌تر. چون من بخشی از جامعه را که زندانیان عادی و غیر‌سیاسی هستند تا به حال به این خوبی درک نکرده بودم.
 
۷ـ جناب آقای قاضی، در زندان شنیدم که شاعران دیگری را هم دستگیر و روانه‌ی زندان کرده‌اید. از این بابت هم از شما ممنونم. چون‌‌ همان‌طور که زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند، زندان نیز نباید از شاعران دگراندیش خالی بماند. 
 
۸ـ جناب آقای قاضی، شما همراه هالو، اشعار هالو را وارد این زندان کردید. کسی هالو را نمی‌شناخت، ولی الان که شما دارید این نامه را می‌خوانید، دفترچه دفترچه اشعار هالو دارد رونویس می‌شود و خیلی از آن‌ها را از بر شده‌اند. باز اشتباه کردید.
 
۹ـ آقای قاضی، من یک آدم فرهنگی بودم. سرم به فیلم‌سازی‌ام بود و وقتی ممنوع کار شدم، به شعر. شما از من یک آدم سیاسی ساختید. بسیاری از فعالان سیاسی را فقط نام‌شان را شنیده بودم. ولی چه در این زندان و چه در اوین فرصت کافی برای آشنایی نزدیک با آن‌ها، نشست و برخاست و تبادل افکار فراهم آوردید. این اشتباه‌تان محشر کبرا بود. 
 
خلاصه خواستید حالم را بگیرید، ولی ندانسته حال دادید. حتا عدم استفاده از باشگاه و کتابخانه و سالن سینما و بخش فرهنگی و مرخصی و عفو عمومی و عفو مشروط و راه‌به‌راه محرومیت از ملاقات حضوری و این‌ها هم حالم را نگرفت. دمم گرم. نوروز باستانی بر شما هم مبارک.
 
از چنین فرصتی که ساخته‌ای
من که بردم، ولی تو باخته‌ای
من اگر پیرم و به زنجیرم
تو شدی خط خطی و من شیرم
از قضا یا قَدَر هر آنچه که بود