پيروزى هاى پوپيوليسم

پيروزى هاى پوپيوليسم


636023633696649333
پوپيوليسم چيز خوبى ست، هَمَيه انبيا پوپيوليست بودند. من خودم پوپيوليست بودم، من پوپيوليست تعيين مى كنم، من تو دهن پوپيوليست ها مى زنم ! تكبير ! ! !

   سرانجام استعمار پير، عصا بدست، به همت ” ملت هميشه در صحنه ” انگلستان، از اتحاديه اروپا بيرون رفت و خيال اتحاديه اروپا را راحت كرد.  در واقع گورش را گم كرد !
چرا خيال اتحاديه اروپا راحت شد ؟
انگلستان در اتحاديه اروپا بود ولى آنطور كه بايد و شايد هم نبود، و بقول عوام هم خَر را مى خواست و هم خرما را ! ( اين داستان خدا و خرماست يا خَر و خرما ؟ )
در اروپا بود ولى مرزهايش در جاهايى بسته و بعضى جاها پنجره اى نيمه باز نگه داشته بود ! اينگيليسى اند ديگه !
در اروپا بود، ولى چون آنگلو ساكسون بود، بيشتر رو به آمريكا داشت و پشتش به اروپا بود و چوب لاى چرخ اروپا مى كرد  !
از همه امكانات مالى و كمكهاى ميلياردى اروپا استفاده مى كرد ولى مى خواست عكس ملكه انگيس را هم روى اسكناسش داشته باشد !
در اروپا بود و خيلى دلش مى خواست از نيروى كار مفت و ارزان رومانى و لهستان و آواره هاى بلوك شرق سوء استفاده كند، اما حاضر نبود آواره گان جنگى را كه شخص تونى بلر به همراه جورج بوش و ريچارد پرلز و دونالد رامسفلد و ولفوويچ ،،، باعث آن شدند را بپذيرد !
 پوپوليزم اينبار واقعيت ديگرى را نشان داد !
از نظر تاريخى جناب آدلف هيتلر نمونه بارز پوپوليسم بود !
شعارهاى نژاد پرستانه زيبايى مى داد، مى خواست آلمانى ها را آقاى جهان كند، مى خواست توپ و تانك را مجانى كند، آزادى را مجانى كند و….
 آدم پوپيوليست حرفهاى عامه پسند و مردم فريبانه مى زند، آنگاه انبوهى از ملت مى افتند دنبالش و او هم مى شود رهبر !
برق را مجانى مى كنيم، آب را مجانى مى كنيم، اتوبوس را مجانى مى كنيم، عظيم مردمى بدنبالت روان مى شوند !
      در واحد پولى اروپا باشيم يا نه ؟
كارى ندارد، به رأي عمومى مى گذاريم !
نتيجه اين مى شود كه اكثريت مردم رأى به داشتن پول خود ميدهند، سپس آمارها نشان ميدهد كه باشنده گان شهرهاى بزرگ از قبيل استكهلم و گوتنبرگ و مالمو رأى به پيوستن به پول واحد( ايورو ) داده اند و بيشتر روستا نشينان خواهان نگه دارى كرون سوئد بوده اند، بنابر اين كورون سوئد حفظ مى شود،  پس از آن كه ضربه هاى اقتصادى آن مشخص مى شود، سرآمدگان و اقتصاد دانان سوئد اعلام مى كنند كه چنين امر مهمى را اقتصاد دانان و جامعه شناسان بايد تعيين و تكليف كنند، نه كشاورزان و دمداران كه در روستايى با گاو و گوسپند سر و كله مى زنند ! ( بى احترامى نشد كه ) خودشان چنين گفتند، ولى با اندك زبان ديپلوماتيك !
نمونه هاى پاپيوليسم فراوان است كه نشان از فجايع فراوانى دارد !
تاريخ نشان داده است كه هميشه أقليت ناچيزى از روشنفكران و سرآمده گان در هر جامعه اى منافع عموم را در نظر مى گيرد و از منافع شخصى خود در مى گذرند!
كشور آلمان را بدهيد بدست پوپوليست ها، اول كارى كه مى كنند ترك ها را از آن كشور بيرون مى كنند، بعد مسلمانها را و بعد از آن نوبت  لهستانى ها خواهد شد !
كشور فرانسه را به پوپوليست ها بدهيد، نخستين اقدامى كه خواهند كرد اين خواهد بود كه همه اعراب  را سوار كشتى كنند و به دريا بريزند، مورد جالب و كمدى گونه اى اتفاق افتاده است،
برنارد تپى، مرد جنجالى سياست در فرانسه است. روزى او در كنگره حزب دست راستى ژان مارى لُپن شركت مى كند،( شركت در اين كنفرانس خطراتى برايش دارد، ولى باتردستى خود در آنجا حضور مى يابد ).
برنارد تپى اجازه مى خواهد كه مطلبى را براى مشكل عرب ها در فرانسه اعلام كند.
به او اجازه داده مى شود كه پشت تريبون برود.
برنارد تپى در حضور جمعيت انبوه ناسيوناليست و اندكى فاشيست هاى فرانسوى مى گويد كه راه حل من اين است كه ؛
” همه اعراب را سوار كشتى كنيم و كشتى را در وسط دريا غرق نماييم “
همه حاضرين براى او كف مى زنند و هورا مى كشند !
پس از اينكه سكوت مى شود مى گويد ؛
” تا زمانى كه احمق هايى مثل شما در فرانسه وجود دارد، مشكلات ادامه خواهد داشت “
و با پايان سخنش به سرعت از آن محيط فرار مى كند !
البته بعدها بارها گفته شد، كه او با اين كار، جان خود را به خطر انداخته بود.
 نخست وزير انگلستان براى به قدرت رسيدن، دست به دامان پوپيوليسم شد، اما پس از آنكه بقدرت رسيد، براى رأى گيرى در ماندن در اروپا، به قول خود وفادار ماند و مثل امام خمينى نبود كه خُدعه كرده و زير قول خود بزند !
بالاخره ديشب مردم انگلستان آن كارى را كه بسيارى از جمله شخص كامرون مايل به چنين نتيجه اى نبودند كردند و نشان دادند، كه اگر بدام پوپيوليسم افتادى نتايج آنچنان مطلوبى نصيبت نخواهد شد !