زن بودن از نوعی دیگر

زن بودن از نوعی دیگر

‎زن بودن از نوعی دیگر
در خاورمیانه ای که زن ها حق رای و رانندگی ندارند، که برای نشان دادن موها باید به کوه ها پناه ببرند، برای آزادی، آن هم از نوع یواشکی، کمپین راه می اندازند، برای رفتن به ورزشگاه ها به زندان ها می روند، که زن بودن همیشه یعنی نفر دوم بودن، شهروند درجه چندم بودن، و در جهانی که زنان در ویترین تمدن ِ آن برای احقاق حق یا مجبور شده اند خود را شبیه مردان کنند و یا به کالا بودگیِ زنانگیِ صرف پناه ببرند ، پدیده ی زنان پیش مرگه کرد، که در هیچ یک از این تعریفات نمیگنجند، غیر قابل انکار است و نمی توان آن را به عنوان یک پدیده ی فرهنگی و اجتماعی، در دل فرهنگ پس رفته ی منطقه، نادیده گرفت. که همسو با فرهنگ آزادپرور کُرد، تمام آن رفتارهایی که آرزوی نهان و آشکارِ زنان دنیاست (و همیشه و همیشه اشتباه ترین راه ها را برای تحقق اش انتخاب کرده اند) را به جهان نشان داده اند. زنانی که حتی در عکس هایشان، جهان را در بهت فرو بردند. مگر می شود اینهمه زنانگی و مردانگی در یک انسان جمع شود؟ نمی توان گفت آنها شبیه زنان غربی هستند که "پا در کفش مردان" می کنند و ساده لوحانه، با موهای کوتاه، خود را برابر با مردان می بینند و یا در مدلینگ و دلربایی غرق شده اند. نمی توان گفت آنها شبیه زنان زیبای قصه های هزار و یک شب شرقی هستند که تنها می شد زیبای و شیرینی ِ زنانگی شان را دوست داشت و همیشه از پس پرده ها به دنیای مردها نگاه می کردند. زنان پیش مرگه، زن اند، مثل تمام زنان دنیا عاشق زنانگی، اما تن به تعریف های ساختگیِ تمدن از زن بودن نداده اند. آنها به طبیعی ترین شکل ممکن، زن اند.
ومردان، مردانی که در این میان، گیج و مبهوت از این پدیده ی طبیعی انسانی، زنان پیش مرگه را یا یک عصیان علیه مردانگی خود می بینند و می پرسند مگر پیش مرگه ها مرد ندارند؟!، و یا در آن ها تنها به دنبال طرح واره های سنگیِ خود از زن، (زیبای مو بلندِ کمر باریکِ "رختخوابی") می گردند و چشم و ابروی آن ها را ستایش می کنند و یا در منصفانه ترین قضاوتِ مردانه ی خود، آنان را به عنوان "شیر زنانی چون مردان" می ستایند. 
اما دورتر از این بهت ها، قضاوت ها و بی انصافی ها، زنان کردِ پیش مرگه ، پیش تاز زندگی اند. نمادی از طبیعت زنده ی "انسانی" نه "مردانگی" و "زنانگی".
پ.ن: در پاسخ به این سوال که: کوبانی مرد ندارد که همه جا پر است از عکس زنان؟!!! کوبانی مرد دارد. مثل همه جای دنیا و (با وجود اینکه از این اصطلاح بیزارم اما چون جایگزینی برایش پیدا نکردم می گویم) حتی "مردتر از مردان همه جای دنیا". اما هیچ جای دنیا زنانی چون زنان کوبانی ندارد. بله دنیا پر شده از عکس های زنان پیش مرگه چرا که جهان نیاز دارد آن ها را ببیند و از آن ها بیاموزد.‎
در خاورمیانه ای که زن ها حق رای و رانندگی ندارند، که برای نشان دادن موها باید به کوه ها پناه ببرند، برای آزادی، آن هم از نوع یواشکی، کمپین راه می اندازند، برای رفتن به ورزشگاه ها به زندان ها می روند، که زن بودن همیشه یعنی نفر دوم بودن، شهروند درجه چندم بودن، و در جهانی که زنان در ویترین تمدن ِ آن برای احقاق حق یا مجبور شده اند خود را شبیه مردان کنند و یا به کالا بودگیِ زنانگیِ صرف پناه ببرند ، پدیده ی زنان پیش مرگه کرد، که در هیچ یک از این تعریفات نمیگنجند، غیر قابل انکار است و نمی توان آن را به عنوان یک پدیده ی فرهنگی و اجتماعی، در دل فرهنگ پس رفته ی منطقه، نادیده گرفت. که همسو با فرهنگ آزادپرور کُرد، تمام آن رفتارهایی که آرزوی نهان و آشکارِ زنان دنیاست (و همیشه و همیشه اشتباه ترین راه ها را برای تحقق اش انتخاب کرده اند) را به جهان نشان داده اند. زنانی که حتی در عکس هایشان، جهان را در بهت فرو بردند. مگر می شود اینهمه زنانگی و مردانگی در یک انسان جمع شود؟ نمی توان گفت آنها شبیه زنان غربی هستند که “پا در کفش مردان” می کنند و ساده لوحانه، با موهای کوتاه، خود را برابر با مردان می بینند و یا در مدلینگ و دلربایی غرق شده اند. نمی توان گفت آنها شبیه زنان زیبای قصه های هزار و یک شب شرقی هستند که تنها می شد زیبای و شیرینی ِ زنانگی شان را دوست داشت و همیشه از پس پرده ها به دنیای مردها نگاه می کردند. زنان پیش مرگه، زن اند، مثل تمام زنان دنیا عاشق زنانگی، اما تن به تعریف های ساختگیِ تمدن از زن بودن نداده اند. آنها به طبیعی ترین شکل ممکن، زن اند.
ومردان، مردانی که در این میان، گیج و مبهوت از این پدیده ی طبیعی انسانی، زنان پیش مرگه را یا یک عصیان علیه مردانگی خود می بینند و می پرسند مگر پیش مرگه ها مرد ندارند؟!، و یا در آن ها تنها به دنبال طرح واره های سنگیِ خود از زن، (زیبای مو بلندِ کمر باریکِ “رختخوابی”) می گردند و چشم و ابروی آن ها را ستایش می کنند و یا در منصفانه ترین قضاوتِ مردانه ی خود، آنان را به عنوان “شیر زنانی چون مردان” می ستایند.
اما دورتر از این بهت ها، قضاوت ها و بی انصافی ها، زنان کردِ پیش مرگه ، پیش تاز زندگی اند. نمادی از طبیعت زنده ی “انسانی” نه “مردانگی” و “زنانگی”.
پ.ن: در پاسخ به این سوال که: کوبانی مرد ندارد که همه جا پر است از عکس زنان؟!!! کوبانی مرد دارد. مثل همه جای دنیا و (با وجود اینکه از این اصطلاح بیزارم اما چون جایگزینی برایش پیدا نکردم می گویم) حتی “مردتر از مردان همه جای دنیا”. اما هیچ جای دنیا زنانی چون زنان کوبانی ندارد. بله دنیا پر شده از عکس های زنان پیش مرگه چرا که جهان نیاز دارد آن ها را ببیند و از آن ها بیاموزد.