اگر تحريم ها بر داشته شود !

اگر تحريم ها بر داشته شود !

پدرم مى گفت :اگر را با مگر كاشتند، از آنها بچه اى شد كاشكى !

image


چند سالى ست بدلايلى روشن، جمهورى اسلامى و پى آمد آن، يك ملت اسيرِ در چنگال رژيم نكبت بار ولايت فقيه، مورد تحريم قرار گرفته است. 
و تا كنون پيرامون مثبت و يا منفى بودن اين تحريم ها بحث هاى فراوانى شده و مقاله هاى بسيارى از طرف مخالفين و موافقين تحريم ها برشته تحرير در آمده است. 
اما آنچه كه اساسى ست و در اين بحث ها كمتر بدان توجه شده است، نقش مردم خود آن كشور است، كه آيا مى توانند در چگونگى و اثر گذارى تحريم يك رژيم توتاليتر  تعيين كننده باشند ؟  و آيا مردم بطور جمعى مى توانند  رُل اساسى را در تحريم رژيمى كه زندگى روزمره آنها را تباه كرده است، بازى كنند ! 

دولت زنان و دولت مردانِ قدرت هاى بزرگ، پس از ماه ها و سالها مذاكره و نشست هاى علنى و پنهانى،  و قايم موشك هاى ديپلماتيك، سر انجام در اطاق هاى در بسته بر سر ميز مذاكرات نشستند ! و با بيانيه هايى پايان مذاكرات را اعلام نمودند و گويا همه طرف ها خرسند و خوشحال و ” پيروز” از روى رينگ مذاكرات پايين آمدند ! 
در اين مذاكرات سخت و پيچيده بقول خودشان، بدون شك در باره نفت و گاز، نوترون و پلتونيم و اتم، داعش و طالبان و حزب الله و لشگر بدر و نجف و كربلا و كردستان و تركستان و…. فراوان سخن ها رفته است، اما !
آيا در باره حقوق بشر در ايران سخنى شنيده شده است ! ؟
آيا در اين مذاكرات ” پيچيده” صحبتى از سيستم سركوب و پيچيده پليسى در ايران بميان آمده است !

  دولتِ قدرتمدار هميشه  با در نظر گرفتن امتيازات برتر خود, پاى ميز مذاكره مى رود و طرف مقابل را به پاى ميز مذاكره مى كشاند و حداكثر خواسته هاى خود را بر طرف مقابل تحميل مى كند ! 
خواه بحث بر سر داعش باشد ؟ فروش أتم باشد  يا خريد نفت  !
كه البته در مورد مشخص ايران، با در نظر گرفتن بحرانهاى اقتصادى و اجتماعى و وضعيت نابهنجار اين كشور، و در موضع ضعف قرار داشتن ايران، بدليل عمده نداشتن مشروعيت در ميان مردم و سرخوردگى توده هاى ميليونى از نظام جمهورى اسلامى و بى پشتوانه شدن رژيم از طرف ملت، بدون شك رژيم اسلامى امتيازات فراوانى داده است كه مردم ايران از آن بى خبرند ! 

باراك اوباما، كه در ميان روئساى جمهور آمريكا در طول پنجاه سال گذشته، يكى از با درايت ترين روئسا مى باشد، در سفر خود به سر زمين پدريش در كنيا، در سخنرانى بسيار ارزنده اى در يكى از دانشگاه هاى أن كشور با اشاره به سنت ختنه كردن دختران و بزور آنها را بخانه شوهر فرستادن گفت : 
” درست است كه اين در كنيا سنت است، ولى اين سنت بدى است بايد متوقف شود، درست است زدن زنان سنت است ولى اين سنت بديست بايد متوقف شود “

اما، در مورد گردن زدن در عربستان سعودى  و سنگسار زنان و مردان در ايران سخنى بميان نمى آورد، البته در اينگونه موارد حرف اول را بنگاههاى مالى پشت پرده و لا بيهاى  نفت و اسلحه هستند كه ميزنند و سكوت را بر اوباما تحميل ميكنند !  

اين كه غرب جمهورى اسلامى را تحريم كند يا نكند، سپاه پاسداران را تحريم كند يا نكند، اگر چه شايد !  بتواند در فشار قرار دادن يك سيستم توتاليتر و يا در يك نظام ديكتاتورى نقش بسيار كوچكى بازى كند، اما ! اين به تنهايى، عامل محركه و اهرم جابجايى يك رژيم مستبد نخواهد بود، بايد ديد توده مردم چگونه اهرمى هستند ! 
       پرسش اساسى اين است كه آيا مجموعه ملت ايران، به عبارتى اقشار گوناگون جامعه، “روحانيون ” و به طبع آن رژيم اسلامى ولايت فقيه را تحريم كرده است، و  آيا حداقل از نظر فكرى، آمادگى آنرا دارد كه تفكر حاكم بر جامعه را كه از تفكرات مذهبي روحانيونِ در قدرت نشأت مى گيرد تحريم كند ؟ 
  اينگونه بنظر مى آيد كه نه ! 
      اگرچه ملت ايران از فريبكارى ” روحانيون ” در طول تاريخ ضربه ها خورده است اما !
بخش عظيمى از همين ملت ستم ديده، براى مراسم عقد و عروسى از همين آخوندها جهت مَحرَميت و ” حلال زاده ” شدن فرزند خود درخواست كمك مى كنند ! 

    گر چه بسيارى از مردم ايران زمين “روحانيون ” را به تمسخر گرفته اند اما !
بسيارى از همين افراد، وقتى پدرشان دار فانى را وداع مى گويد، براى ارج گذارى به آن بزرگوار مراسم ها برگذار مى كنند و از ملا ها  براى خواندن نماز ميت و شب هفت و چهله و سال دعوت مى كنند و حسينه ها راه مى اندازند ! و بعد براى مادر و عمه و خاله و دايى و ….. 
     اگر چه توده هاى مردم براى ملاها انواع و اقسام جُك ها و لطيفه ها را ساخته اند و به لباس و عمامه و نعلين آنها مى خندند اما !
بخشهاى بسيارى از همين توده ها، جهت بر گذارى انواع و اقسام مراسم مذهبى از آنها براى روضه خوانى و مديحه سرايى و … دعوت بعمل مى آورند ! 

و با در نظر گرفتن موارد بسيارى ديگر، كه حاصل نزديك به هزار و پانصد سال تفكر اسلامى است كه در ستون فقرات جامعه ايران رخنه كرده است و روحانيون نماينده گى آن را بر عهده داشته اند و اين تفكرات اسلامى بر روابط روزمره زندگى مردم حاكم شده است و تاثيرات منفى آنرا نيز در جنبش مشروطه برهبرى شيخ فضل الله نورى و سپس در پانزده خرداد ١٣٤٢، و در دوران پس از انقلاب ١٣٥٧ و پس از به انحراف كشيده شدن آن انقلاب مردمى توسط روحانيون، برهبرى خمينى و سپس چنگ انداختن روحانيون بر تمامى شئونات زندگى مردم و حاكم شدن بر همه اهرمهاى قدرت ، نشان از آن دارد كه، ملت ايران هنوز بطور جمعى آمادگى آنرا پيدا نكرده است كه ملايى را كه  از بدو تولد تا سر قبر در حيطه زندگى شخصى اش حضور دارد و همچون كَنه به تمامى اركان زندگيش چنگ انداخته است از خود دور كرده و تحريم كند . 
و هستند و خواهند بود، ” روشنفكران ” مذهبى و سازمانهاى ” پيشرو و انقلابى” كه با انواع و اقسام ايدئولوژى هاى اسلامىِ مدرن، ” ناب محمدى” در بزنگاه هاى تاريخى جنبش هاى مردمى را تحت نام حاكميت كردن اسلام راستين به جنگ حاكمين در قدرت بروند، و يا اينكه خواهند بود، نوادگان آيت الله مهندس محسن كديور و نتيجه هاى آقاى دكتر پروفسور عبدالكريم سروش كه دكتراى  خود را در در مركز اسلام شناسى دانشگاه آكسفورد لندن ، در باره عدالت اسلامى و عدل على و حكومت دموكراتيك لائيك اسلامى بنويسند ! 
و هم اكنون نيز هستند افراد و سازمانهايى كه چنين مى انديشند و نمونه هاى بارز آن سازمانهاى گوناگون مذهبى مخالف رژيم  بويژه سازمان مجاهدين خلق مى باشد كه معتقد بوده و هست كه مى خواهد با همين شمشير اسلام ” راستين ” به جنگ اسلام  قلابى خمينى رود ! 
غافل از آنكه اين شمشير ديگر از هر دو جهت  پوسيده شده است و جز دسته اى چوبين چيزى بر آن باقى نمانده  ! 
تاريخِ هزار و پانصد ساله پس از حمله أعراب نشان ميدهد كه در دنياى توهمات زيستن هنوز از جامعه ايرانى رخت بر نه بسته است ! 

و نه تنها در داخل ايران، بلكه هموطنان عزيز و گرامى سلطنت طلب در اروپا و آمريكا نيز، اگر چه از حكومت جمهورى اسلامى كينه ها بدل دارند، اما، نه تنها با اسلامش هيچگونه تضادى ندارند بلكه با آن بسيار عياق هم مى باشند، مگر نه آنهمه سفره پنج تن آلِ اأبا و حضرت عباس در خارج كشور پهن نمى فرمودند ! 
حال با شناخت از اين جامعه اى كه فرهنگِ ديرينه پارسى اش با فرهنگى كه برايش بيگانه بوده اما با تار و پود زندگى روزمره اش گره خورده است ، آمادگى آن را دارد كه رژيم اسلامى را كه همچون اختاپوس گريبانش را گرفته است تحريم نموده و از چنگ او خلاصى يابد ؟ 

تحريم رژيمى بغايت مذهبى، ( حتى اگر در ظاهر هم اينچنين باشد )، همانند جمهورى اسلامى كه نامش جمهوريست و حكومت اسلاميش شيعه اثناعشر است و نوع حكمرانيش ولايت مطلقه فقيه است و سيستم حفظ حكومتى اش، سپاه پاسدارانى است كه بزرگترين موسسات مالى كشور را در اختيار دارد و آخوندهاى قدرتمدارش بر ساير سازمانهاى مالى از قبيل اوقاف و بارگاهان امامان و امام زاده ها چنگ انداخته است، و بسيارى از هموطنان مسلمان داوطلبانه و با خرسندى تمام خزانه سادات و جيب مبارك آنها را پُر مى كنند، امرى ساده نيست ! 
 
اگر تحريم ها ادامه يابد !
 بدون شك  جامعه گرفتار كمبود نيازمنديهاى حياتى از قبيل دارو و مواد خوراكى و قطعات هواپيما و … خواهد شد. 
اما آيا سردمداران رژيم و قدرتمداران حاكم از اين كمبودها ضربه خواهند خورد ؟ 
پاسخ مى تواند نه باشد ! ! !
آنها با ثروت انبوه و قدرت  قانونى و غير قانونى كه در اختيار دارند، براى علاج بيمارى خود توسط هواپيماهاى خصوصى و شركت هاى خارجى، به خارج كشور خواهند رفت و آقا زاده هايشان نيز كه سالهاست در خارج از  كشور خانه هاى شيك خريده اند و تبعه آن كشورها شده اند در فرودگاه به استقبالشان خواهند رفت ! 
و يا أساساً بيمارستانهاى اختصاصى براى تعميير ترموستات آقايان ( اشتباه فنى شد، منظور پروستات نائب امام زمان بود كه در بوق و كرنا كردند )، در ايران براه خواهند انداخت. 
پس در اينمورد مشخص، فقط سر مش جعفر و مش قنبر بى كلاه مى ماند، البته آخوند محله به مش جعفر و كربلايى ابراهيم سفارش ميكند كه برود شفايش را از جدش حسين، يا فاطمه زهرا طلب كند كه بهترين شفا دهنده گانند ! 

بنابراين، بسيار طبيعى است كه در اثر تحريم ها فشارهاى بسيارى به مردم و بويژه به اقشار پايين جامعه ( پايين از نظر سطح مالى، اگر چه از ديد آخوندها آدمهاى نجس و پاك داريم، ولى خوشبختانه در ايران هنوز سيستم كاست نداريم )، و تا حدودى به بخش ميانى جامعه وارد خواهد شد ! 
اما آنچه كه به روشنى ديده شده، اين است كه از منظرى ديگر، تحريم ها بنفع سوداگران، كه بسيارى از آنها در قدرت هم هستند مى شود كه نام آن بركت هاى الهى ست ! 
راستى ! به نفع دلالان جهانى از فروشندگان چاى و شكر گرفته تا توپ و تانك و موشك هم هست، 
درست است كه شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل سر ميدهند اما، اسرائيل و آمريكا، اين دو شيطان يكى “كوچك و ديگرى بزرگ” همزمان از ملأها نفت مى خرند و در بازار سياه و خاكسترى اسلحه مى فروشند ! و گرانتر هم ! 
ماجراى اوليور نورث قهرمان ملى آمريكا را بخاطر داريد ؟ 
و چندى پيش محاكمه فروشنده گان ” غير قانونى اسلحه ” در اسرائيل را ؟ 

اجازه دهيد خودمونى بگم : 
اگر يادتون باشه آنقدر صدام حسين را انگولك كردند كه آخرش اون كله خَر را وادار كردند به ايران حمله كند، و بعدش جنگ هشت ساله شد و امام خمينى فرمودند ” جنگ نعمت است ” و پى آمد آن، براى تثبيت قدرت خود و به بهانه جنگ، مخالفين را قلع و قمع كردند و بسيارى را راهى ميدانهاى إعدام نمودند و قدرت خود را تثبيت كردند  ! 
البته كه نعمت هم بود ! نفت را در دوران جنگ، در بازارهاى جهانى به بشكه اى ده دلار فروختند، و با پول آن اسلحه خريدند، بطوريكه روزنامه صبح استكهلم، بنام “داگنز نى هتر” بدليل ذخيره شدن زياد نفت در تونلهاى زير زمينى اش از خطر انفجار، هشدار ميداد ! ( كشور سوئد، بدليل قرار داشتن بر روى سنگ گرانيت، بخشى از ذخيره نفتى خود را در تونل هاى زير زمينى انبار ميكند.) 
 و سپس در پى افشاگرى فروش اسلحه غير قانونى به ايران توسط سوئد، يكى از وزراى سوئدى بنام كارل الگرنون، ( Carl Algernon ) در مترو مركز شهر استكهلم بزير قطار هل داده شده و در جا كشته مى شود، و آفتون بلادت ، نشريه صبح استكهلم در ٣١ اكتبر ٢٠٠٢ چنين تيتر مى زند كه :
كارل الگرنون بازرس فروش تسليحات جنگى كشته شد، او بيش از حد مى دانست”.
( بر اساس قوانين كشور سوئد، فروش اسلحه به دو كشور در حال جنگ غير قانونى ست ) 

دولت اسرائيل هم از بَلم بَشور بازار استفاده كرد و پايگاههاى اتمى عراق را ” به حمايت از مردم ايران ” با هواپيماهاى جنگى خود بمباران  كرد و با خاك يكسان نمود ! 
آب هم از آب تكان نخورد ! كى به كيه ؟ شعبده بازارى ست اين جهان !  

در ضمن غربى ها بعده ها پس از پايان جنگ خانمان برانداز ايران و عراق ( كه نه برنده اى داشت و نه بازنده ) و با بيش از يك ميليون كشته و صدها هزار مجروح از دو طرف و ميلياردها دلار خسارت به دو كشور درگير، در نشريات خود نوشتند؛ ” شاخ جمهورى اسلامى را توسط صدام حسين شكانديم ” ! 

پس مى توان اينگونه نتيجه گرفت كه رژيم ولايت فقيه تحريم ها را بهانه قرار ميدهد ! كه داده است ! ننه من غريبم در مى آورد، كه در آورده است !  ( نمونه اش را ديديد و شنيديد، مقام معظم رهبرى پس از سركوب جنبش سبز فرمودند ؛ ” من يك بدن ضعيف دارم، من يك تن عليل دارم ” و گريه و شيون حضار ! ! ! ) و به سركوب ها ادامه خواهد داد.