استغفرالله ! استغفرالله ! ! حضرت سليمان حرامزده است يا ولدالزنا

Unknownبه قلم: سلیمان زاده

هنگام آن فرا رسيده است تا جهت ارجگذارى به حيثيت و شرافت همه انسانها، استفاده از واژه هاى ولدالزنا و حرامزده با هر زبانى و هر گونه گويشى توسط سازمان ملل متحد قدغن گردد !
  و در اين مورد مشخص نيز كليساى واتيكان، پاسخ دهد كه آيا از ديدگاه خودشان، حضرت سليمان حرامزده است !
  آيا مفتى هاى اعظم عربستان و ” علماى بزرگ اسلام ” و بويژه به اصطلاح علماى شيعه، بر اساس آنچه كه اعتقاد دارند و فرموله كرده اند، حضرت سليمان كه علم سخن گويى با حيوانات را نيز داشت، ولدالزنا بوده است يا حرامزاده !
  اين يك تهمت بى روا نيست، اين سند تاريخى در كتاب تورات و إنجيل مقدس موجود است !
اما پيش از آنكه اين سند تاريخى كه بسيارى از شما در خانه هاى خود داريد، خدمتتان ارئه گردد، به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه ؛
 اديان ابراهيمى به راحتى به ديگران انگ هايى مى زنند كه در خور و شايسته معرفت انسانى نيست ؛
   همانند، بى خدا،  بى دين ، بى ايمان، حرامزاده  …
اسلام اما در اين مورد سنگ تمام گذاشته است، كافر، مشرك، مرتد، ملحد، زنديق، باغى ( بغى كننده )، ولدالزنا… ،
 در قاموس و جايگاه بشريت نيست كه انسان به صرف بى ايمانى به ”  آفريده گارى ” ، ملحد و كافر خطاب گردد.

در قاموس انسان و انسانيت نمى گنجد كه كودك پاك ِ زاده شد از دامن هر مادرى را، به صرف اينكه ” صيغه عقدى ” جارى نشده باشد و يا مراسم مذهبى بجاى نياورده شده باشد، و يا آن كودك حاصل ” زناى محسنه ” باشد،  حرام زاده و يا ولدالزنا خطاب كرد،

آخوند فرومايه اى بنام آيت الله دانشمند، بر بالاى منبر اعلام كرده است كه همه سنى ها حرام زاده هستند و سپس در جهت توجيه خزعبلات خود مى افزايد، حرام زاده با ولدالزنا تفاوت دارد و به توجيه آن مى پردازد.

بايد به اين خشك مغز يادآور شد كه ” حرامزاده و ولد الزنا ” بودن،  هيچ اشكالى ندارد، حرام لقمه گى كه شيوه زندگى شماست ، نكوهش دارد و در ضمن بايد از اين فرومايه پرسيد كه اگر راهبرد تو پيامبران بوده اند آيا آگاهى دارى كه آن كسانى را كه الگوى راه و روش خود قرار داده اى  حرام زاده بودند ؟ آيا كارى كه حضرت داود كرد، زناى محسنه نبود ؟

 در تورات ، كتاب ساموئل باب يازدهم چنين آمده است كه ؛
حضرت داود به زن همسايه اش ( Bathsheba ) كه شوهرش در جبهه جنگ بوده است  تجاوز كرده  و شوهر او ( Uriah the Hittite ) را با طرح توطئه اى به كشتن مى دهد و پس از كشته شدن او و گذشت  يك هفته سوگوارىِ بت شبان ( همان زن همسايه ) ، از آن بانوى بيوه شده مى خواهد كه با او زندگى كند، و آن بانو نيز به خانه حضرت داود مى رود و پسرى براى آن حضرت مى زايد كه نام او حضرت سليمان است .

البته در پايان اين فصل تورات آمده است كه كار حضرت داود در نظر خداوند ناپسند آمد !

نتيجه آن نطفه اى كه در سرزمين ” مقدس ” اسرائيل، بدون مراسم صيغه و عقد و هر گونه مراسم مذهبى در رحم آن زن قرار داده شد كه بود ؟
در ” إنجيل مقدس ” در رابطه با شناسايى  اجداد حضرت عيسى، پس از نام بردن از سلسله پدران او چنين آمده است ؛
متا آيه ٦ ، يسا پدر داود پيغمبر بود و داود پدر سليمان بود، ( مادر او قبلا زن اوريا بود ). ٧ سليمان پدر رحبعام، و رحبعام پدر ابيا و…….
در ترجمه انگليسى نيز چنين آمده است ؛
6. And Jesse begat David the king; and David the king begat Solomon of her that had been the wife of Uri’as;
بنابر نوشته هاى دو كتاب ” مقدس ” حضرت سليمان زاده يك تجاوز آشكار و يك توطئه تمام عيار است.
در طول سيزده سال  جنگ خانمان برانداز ارتش آمريكا در ويتنام، نه تنها آمريكا تمام سلاحهاى مدرن خود و انواع و اقسام گازهاى كشنده و فلج كننده از قبيل اورنج ايجنسى را در آن جنگ آزمايش كرد و بطور كلى ويتنام را شخم زد، بلكه سربازان آمريكايى به بسيارى از زنان و دختران ويتنامى نيز تجاوز كردند كه در پايان جنگ تعداد بسيارى كودك از حاصل آن تجاوزات برروى دست جامعه سنتى ويتنام باقى گذاشت.
زنده نام هوشيى مين رهبر كبير و فرهيخته انقلاب  ويتنام ، آن كودكان را كه مشخص نبود پدرانشان چه كسانى هستند، فرزندان  انقلاب ناميد.
 در موردى ديگر، بر اساس پژوهش هاى  باستان شناسان در باره موقعيت اجتماعى جامعه ايران  پيش از حمله اعراب به اين كشور،  كودكانى را كه پدرانشان ناشناخته بودند فرزندان خدا مى ناميدند.
اين است شايسته سالارى و ارج گذاشتن به انسان به عنوان هويت انسان بودنش !